السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

896

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

مطلق است ، نه افضليت از جهتى از جهت‌ها . . . پس « محل رهايى و مسلك » كجاست ؟ ! ! ( 15 ) با سخن ولىاللَّه درباره‌ى اين حديث شاه ولىاللَّه دهلوى گويد : « خداوند متعال خواست كه دينش در همه‌ى آفاق به وسيله‌ى پيامبرش منتشر شود ، و اين ممكن نبود مگر به وسيله‌ى دانشمندان و قاريانى كه قرآن را از ايشان صلى الله عليه و آله و سلم گرفتند ، پس خداوند فضايل گروهى از صحابه را بر زبان حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم جارى فرمود براى تشويق دريافت دانش و قرآن از آنان ، آن فضايل به منزله‌ى اجازه‌هايى بود كه امروزه ميان محدّثان و شاگردانشان متداول است و تمامى دانشمندان صحابه در اين فضايل مشترك هستند آن‌گونه كه از كتاب‌هاى حديث بر مىآيد و از اين رديف است : من شهر دانشم و على در آن است ، و بهترين قارى شما أُبى است و داناترين شما به حلال و حرام معاذ است . » « 1 » اين سخن از چند جهت خدشه دارد : اوّل : انتشار دين خداوند متعال به واسطه‌ى خليفه پيامبر كه از سوى خداوند و رسولش منصوص و معصوم و برتر از تمام خلايق باشد ، ممكن است بلكه محقّق شدن آن به وسيله‌ى او كامل‌تر و نيكوتر است از تحقّق آن به وسيله‌ى دانشمندان و قاريان قرآن از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم . دوم : اگر خليفه‌ى متصّف به صفات ذكرشده براى روايت قرآن از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم منصوب نشده باشد ، به ناچار بايد راويان از او به حد تواتر برسند هر چند كه عادل نباشند ، نه اين كه راويان معدودى باشند . . . و افرادى كه ولىاللَّه آن‌ها را به عنوان راويان قرآن از ايشان صلى الله عليه و آله و سلم نام برده است به حد تواتر نمىرسند همان‌گونه كه روشن است . . . و ابن‌تيميّه‌ى حرّانى بر شرط رسيدن به حد مذكور تأكيد دارد همان‌كسى كه ولىاللَّه دهلوى همواره به او اقتدا كرده و سخنان او درباره‌ى امامت و

--> ( 1 ) . قرةالعينين / 112 .