السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

874

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

آورده است كه : « آن‌چه در خانه است جز از در خارج نمىشود . . . . » و ليكن مراد شيعه را از آن نفهميده است والّا در پاسخ نمىگفت : « پاسخ چنين است : اين سخن ايجاب مىكند كه . . . » از اين رو كه خواسته‌ى آنان هرگز چنين نبوده است ، بلكه مرادشان اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تمام دانش‌هاى شريعت كه از آن‌ها به حكمت تعبير شده است را نزد حضرت على عليه السلام به وديعت نهاد و به امّت فرمان داد كه به او مراجعه كرده ، از او بگيرند و اين كه چيزى از دانش‌هايش صلى الله عليه و آله و سلم به امّت نرسيد جز به واسطه‌ى امام عليه السلام . علاوه بر اينكه بر هر ژرف‌انديشى فرق ميان تبليغ پيامبر نسبت آن‌چه برايش فرستاده شده ، و تبليغ نسبت به دانش آن‌چه برايش فرستاده شده است ، پوشيده نمىماند . و از اين رو مىبينيد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آن‌چه را بدان فرستاده شده كه قرآن است به همه‌ى مردم ابلاغ فرموده ، و ليكن نمىتوان گفت كه او دانش قرآن را نيز به همه‌ى مردم ابلاغ فرمود . آرى آن را به اميرالمؤمنين عليه السلام آموخت و او را مبلِّغ همه‌ى دانش‌هاى قرآن به تمام مردم قرار داد ، و از اين جهت گفتند كه فهم كتاب خداوند منحصر به دانش او عليه السلام است . مناوى گويد : « حرالى گفت : اوّلين و آخرين دانسته‌اند كه فهم كتاب خدا منحصر به دانش على است و كسى كه آن را نداند از درى گمراه شده است كه خداوند از وراى آن از قلب ( غيب ) ها حجاب برمىدارد ، تا آن يقينى تحقّق پذيرد كه با كنار رفتن پرده تغيير نيابد . سخن او تا اين‌جا است . » « 1 » پس وقتى علم قرآنى كه او صلى الله عليه و آله و سلم به تبليغ آن به تمام مردم امر شده ، چنين است ؛ فهم ديگر دانش‌ها هم با اولويّت قطعى منحصر به او عليه السلام خواهد بود . ادّعاى اينكه او فقط براى غير اصحاب باب است سوم : ادّعاى تخصيص امام عليه السلام به باب علوم بودن براى گروهى كه شرافت هم‌نشينى پيامبر را نيافتند ، دروغى باطل است ، او گفته است : « مراد از حديث

--> ( 1 ) . فيض القدير 3 / 47 .