السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
837
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
مجتهد وقت و يگانهى دهر ، چشم زمانه ، حافظ عصر و دوران ، جلال سيوطى ، كه خداوند متعال بركات و توجّهات و تهجّدها و وردهايش را در دنيا و آخرت بر ما و ديگر مسلمانان بازگرداند . سپاس از آنِ خداوند است و سلام بر بندگانش كه آنان را برگزيد : اين بخشى است كه آن را « اعلام الأريب بحدوث بدعة المحاريب » ناميدم ، چون بر مردمانى پوشيده ماند كه بودن محراب در مسجد بدعت است ، و گمان بردند كه در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در دوران خودش ، وجود داشته در حالى كه هرگز در دوران او محرابى نبود ، و نه در زمان خلفاى چهارگانه و بعد از آنان تا پايان سدهى نخست ، و جز اين نيست كه در آغاز سدهى دوم احداث شد ، با آنكه حديث در نهى ايجاد آن وارد شده است و اين كه از شأن كليساهاست ، و برپا داشتن آن در مسجد از شرطهاى قيامت است . بيهقى در « السنن الكبرى » باب « فى كيفية بناء المساجد » گويد : ما را خبر داد أبونصر ابنقتاده از ابوالحسن محمّدبن حسن براج ، از مطين ، از سهل بنزنجلهى رازى ، از ابو زهير عبدالرّحمانبن مغرا از ابنابجر ، از نعيمبن أبوهند ، از سالمبنابوالجعد ، از عبداللَّهبنعمرو كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : بپرهيزيد از اين كشتارگاهها يعنى محرابها . اين حديثى ثابت است ؛ چون سالمبنابوالجعد از رجال صحيحين بلكه از پيشوايان ششگانه است و نعيمبنابوهند از رجال مسلم ، و ابنابجر كه نامش عبدالملكبنسعيد است نيز از رجال مسلم مىباشد ، و ابوزُهير عبدالرّحمان بنمغرا از رجال چهارگانه است ، ذهبى در « الكاشف » گويد : ابوزرعهى رازى و ديگرانى او را ثقه دانستهاند و ابنعدى او را سست شمرده است . و در « الميزان » گويد : مشكلى ندارد و در « المغنى » گويد : بسيار راستگوست ، پس حديث به نظر ابوزرعه و پيروانش صحيح و به نظر ابنعدى ، حسن است . و حسن اگر از طريق دومى نقل شود به درجه صحيح ارتقا مىيابد و اين نقلهاى ديگرى دارد كه خواهد آمد . پس متن آن صحيح مىشود به سبب آنكه نقل ديگرى هم دارد ، كه اين يكى از دو قسم صحيح است . و از اين رو بيهقى در اين باب به آن احتجاج و به كراهت ساخت