السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
83
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
ابوالشيخ حيانى از بزرگان استادهاى پدر « دهلوى » مىباشد . همچنين كابلى در « الصّواقع » و خود دهلوى در « التحفة » به روايت ابوالشيخ تمسّك مىجويند . . . پس از شگفتىهاست كه در يك مورد به روايت او متمسّك مىشود و در موردى ديگر از آن دورى مىجويد . آيا اين چيزى جز تعصّب است ؟ ! 19 - روايت « ابنسقا » ابن مغازلى گويد : « سخن ايشان صلى الله عليه و آله و سلم : من شهر دانشم : خبر داد ما را ابوالحسن احمدبن مظفّربناحمد عطّار ، فقيه شافعى كه حديث را در سال 434 برايش خواندم پس به آن اقرار كرد . به او گفتم : خبر داد شما را ابومحمّد عبداللَّهبن محمّدبن عثمان مزنى ملقّب به « ابنالسّقا » حافظ واسطى از عمربنحسن صيرفى از احمد ابنعبداللَّه بنيزيد از عبدالرزّاق از سفيان ثورى از عبداللَّه بنعثمان ازعبدالرّحمانبن به همان ازجابربن عبداللَّه كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بازوى على را گرفت و فرمود : « اين امير نيكوكاران و قاتل كافران است . هر كه او را يارى دهد ، يارى مىشود و بىياور است هر كس او را بىياور نهد . » سپس صدايشان را بلند كرده فرمود : « من شهر دانشم و على درِ آن است ، هر كس دانش را خواهد ، نزد آن دَر ، بيايد . » « 1 » شرح حالش 1 - ابنمغازلى در « ذيل تاريخ واسط خطّى » 2 - سمعانى در « الأنساب السقا » 3 - ذهبى در « تذكرة الحفاظ 3 / 965 » و « العبر 2 / 365 » 4 - ابن ناصرالدّين در « الطّبقات » 5 - سيوطى در « طبقات الحفاظ / 385 » 6 - بدخشانى در « تراجم الحفّاظ - خطّى »
--> ( 1 ) . « مناقب » از ابنمغازلى / 80 .