السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

822

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

شاذّ را داده‌اند كه لفظ علىّ در « علىٌّ بابها » از ريشه علوّ است بر پايه‌ى قرائت : « هذا صراط على مستقيم » با رفع و تنوين على آن‌گونه كه يعقوب قرائت كرده است . » « 1 » على اعلم است به سبب حديث مدينةالعلم گويم : حديث مدينة العلم همان‌گونه كه پيشتر توضيح داده شد ، دلالت بر اعلميت حضرت امام اميرالمؤمنين عليه السلام دارد همان‌گونه كه تقرير آن از ما گذشت . پس ايشان پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم داناترين آفريدگان حتّى از فرشتگان مقرّب و پيامبران و فرستادگان الهى است و اين مدلول و معنى حديث « أنا مدينة العلم و على بابها » مىباشد . گفته‌هاى بسيارى از بزرگان اهل سنّت بر اين مطلب گواهى مىدهد ، از آن جمله است عبارت‌هاى خودِ ابن‌حجر مكّى در كتاب « المنح المكيّة » . با اين حال شگفت از ادّعاى بعدى او در كتاب « الصّواعق » كه كسى را كه حتّى معنى « الأب » و « الكلالة » را نمىدانسته ، اعلم شمرده است ؛ آن‌هم به استناد ادّعاهايى پوچ و دروغ‌هايى آشكار كه خواهد آمد . بنابراين ، حق آن است كه گفته شود : على اعلم است . 1 - ادّعاى اين كه حديث مورد طعنه قرار گرفته ، باطل است و امّا اين گفته‌اش : « زيرا - / چنان كه خواهد آمد - / اين حديث مورد طعن قرار گرفته است » از زشت‌ترين مناقشه‌ها مىباشد ، از آن رو كه صحت و ثابت بودن آن و بلكه تواتر و قطعىالصّدور بودنش را پيش از اين دانستيد ، بر پايه‌ى گفته‌هاى بزرگان دانشمندان و پژوهشگران اهل سنّت ، به گونه‌اى كه جايى براى قيل و قال باقى نمىگذارد . . . پس سخن ابن‌حجر در جايى كه با كلمه‌ى « سيأتى » ( خواهد آمد ) به آن احاله داده ، شامل چندين وجه در فساد اين ادّعاى او دارد كه گويد : « اين حديث مورد

--> ( 1 ) . الصواعق المحرقه / 20 .