السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

816

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

و اين تحريفى از نوع حذف و اسقاط در « مصابيح » است ، و آنان تحريفى از نوع زياده و الحاق ، نيز دارند . لذا در عين اينكه بغوى خود را ملزم نموده كه منكرها را در كتابش نقل نكند و در آغاز كتابش چنين تصريح كرده است : « در آن به ضعيف يا غريب اشاره كردم و از نقل منكر يا ساختگى دورى جستم . » باز هم در كتابش حديثى را مىبينيم كه با وصف « منكر » توصيف شده و متن آن چنين است : « از ابوهريرة نقل شده كه گفت : نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بوديم كه مردى كه مىپندارم از قيس بود ، آمد و گفت : اى رسول‌خدا حمير را لعنت كنم ؟ پس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گفت : خداوند حمير را رحمت كند دهانشان سلام و دستانشان طعام و خودشان اهل امن و ايمان مىباشند منكر است . » « 1 » از اين‌جا مىبينى كه دانشمندان محقق آن‌ها اعتراف مىكنند كه لفظ « منكر » در اين كتاب افزوده و گنجانده شده است ، به وسيله‌ى كسانى كه اهل معرفت به حديث دانسته شده‌اند . شمس‌الدّين محمّدبن‌مظفّر خلخالى گويد : « گفته‌اش : منكر است ، يعنى اين حديث منكر مىباشد . احتمال مىرود كه افزودن لفظ منكر در اين‌جا از مؤلّف نباشد و از يكى اهل معرفت به حديث باشد ؛ چون اگر منكر بود ، متعرّض آن نمىشد ، چون در آغاز كتاب ملتزم شده كه از نقل منكر دورى جويد . » در « مرقاة » است : « شارح مصابيح گفته است : عبارت « منكر است » ، الحاقى است از يكى از اهل معرفت به حديث ، زيرا مؤلّف يعنى محيى السنّه اگر مىدانست كه آن حديث منكر است ، متعرّض آن نمىشد ، چون در آغاز كتاب ملتزم شده كه از نقل منكر دورى جويد و خداوند به صواب داناتر است . » و بعد . . . به نظر ما استبعاد ندارد كه عبارتى كه ابن‌روزبهان آورده از مطالب گنجانده شده توسّط بعضى از متعصّب‌ها در كتاب « المصابيح » باشد ، هرچند كه به اهل معرفت به حديث توصيف شده باشند . . . و در نسخه‌ى مرحوم علّامه حلّى نبوده و لذا آن را ذكر ننموده است . پس اشكال ابن‌روزبهان بر علّامه جايگاهى

--> ( 1 ) . مصابيح السنّة باب « مناقب قريش و ذكر القبائل 4 / 141 .