السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

801

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

حديث ساختگى ديگر يكى ازجاعلان حديث دراهل سنّت ، وقتى زشتى آن‌چه‌از زبان‌امام عليه السلام در برتر داشتن مطلق شيخين راديد ، به سوى ساختن حديثى از زبانش رفت كه نص بر برترى آن دو از تمامى اصحاب جز اهل البيت داشته باشد ، لذا متقى روايت كرده است : « از ابوالبخترى نقل شده كه گفت : على خطابه خواند و گفت : آگاه باشيد كه بهترين اين امّت بعد از پيامبرش ابوبكر و عمر است . مردى گفت : و تو اى اميرالمؤمنين ؟ پس گفت : كسى با ما اهل بيت موازى نمىشود . ابونعيم در حلية الاولياء . » « 1 » و اين نيز حديثى ساختگى است ، چون كسى كه شيخين را « دو نفر دروغگو ، گناهكار ، پيمان‌شكن خائن ( كاذبين ، آثمين ، غادرين ، خائنين ) » ببيند ، چگونه آن‌ها را بر سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار ياسر و مانندشان ، برتر مىدارد ؟ ! اين گناه بزرگ آشكارى است . از سوى ديگر « ابوالبخترى » خود چيزى از امام عليه السلام نشنيده است ، بلكه بسيار از او به صورت مرسل از او نقل مىكند . ابن‌حجر گويد : « سعيدبن‌فيروز ، كه پسر ابوعمران است ، ابوالبخترى طائى بنده‌ى كوفى آنان است . روايت كرده است از : پدرش ، ابن‌عبّاس ، ابن‌عمر ، ابوسعيد ، ابوكبشه ، ابوبرزة ، يعلىبن‌مرة ، ابوعبدالرّحمان سلمى و حارث اعور . و مرسلًا نقل كرده است از : عمر ، على ، حذيفه ، سلمان ، ابن‌مسعود . و از او نقل كرده‌اند : عمروبن‌مرة ، و عبدالأعلىبن‌عامر ، و عطاءبن‌السائب و سلمةبن‌كهيل ، و يونس بن حبان ، و حبيب بن‌ابوثابت و يزيدبن‌أبوزياد ، و غير اين‌ها . عبداللَّه‌بن‌شعيب به نقل از ابن‌معين گويد : ابوالبخترى طائى ، نامش سعيد و مورد اعتماد است ، و چيزى از على نشنيد . « 2 » و در پى روايت‌هاى بسيار او از اصحاب با وجود نشنيدن او از آنان ، گروهى از

--> ( 1 ) . كنزالعمال 13 / 7 . ( 2 ) . تهذيب التّهذيب 4 / 65 .