السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
763
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
احاديث صحيح مىنشاند ، و در روايت مورد ثقه نبود . » « 1 » و اين متن كامل نوشتهى سمعانى در شرح حال اين مرد است : « ابوسعد اسماعيلبنعلىبن حسينبن بنداربن مثنى تميمىِ استرابادىِ عنبرى از شهروندان استراباد . گفته شده است : او بسيار دروغگو پسر بسيار دروغگو است ، از پدرش روايت مىكند ، و پدرش ابوالحسن نيز از بسيار دروغگويان است . به شام و عراق و حجاز مسافرت كرد و از استادان بسيارى روايت نمود ؛ مانند : ابوعبداللَّه محمّدبناسحاق رملى و ابنكرمون انطاكى . فرزندش ابوسعد و ابومحمّدبن اسماعيل بنكثير استرابادى از او روايت كردند ، و گمان دارم اين آخرين كسى بود كه از او روايت كرد . ابومحمّد عبدالعزيزبن محمّدبن نخشبى گفت : ابوسعداسترابادى تميمى بسيار دروغگو و پدرش نيز بسيار دروغگو است . از ابوبكر جارودى روايت مىكند ، و اين جارودى از يونسبنعبدالأعلى و همرديفان او كه بعد از سال دويست و شصت مُردند ، روايت مىكند . ابوالحسنبنمثنى از او ، از هشامبنعمّار روايت كرد ، و بر او دروغ بست چيزى را كه خودِ او جرأت آن دروغ را نداشت ، روايت از او جز بر وجه تعجّب روا نمىباشد . ابوسعد گفت : پدرم در آمل متولّد شد و اصلش از بصره است گمان مىكنم يكصد و يازده سال زندگى كرد ، آنگونه كه شنيدم . فقه را نزد ابواسحاق مروزى خواند . ابوبكربنمجاهد مقرى ، ابوالحسن اشعرى ، نفطويه ، غلام ثعلب ، ابوبكر شبلى و ديگرانى از بزرگان علما را درك كرد . در رجب سال چهارصد در استراباد درگذشت . و پسرش ابوسعد تميمى از پدرش و از شافعبن محمّدبن ابوعوانهى
--> ( 1 ) . لسانالميزان 1 / 422 .