السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
745
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
است و او و ديگرانى از بزرگان دانشمندان آن را قدح كردهاند و اگر تفصيل اين سخن را در اثبات ساختگى بودن اين حديث ، بر پايهى سخنانِ مشاهير اهل سنّت خواستار باشى ، به كتاب « استقصاء الإفحام في الردّ على منتهى الكلام » مراجعه كنيد . و اگر فرستادن معاذبنجبل به يمن براى كار دنيايى خاص خودش باشد ، جايز نيست گفته شود كه او براى آموزش دادن به آنجا رفته است ، چه رسد به اين كه گفته شود كه آموختن مردم يمن از او ، بيشتر از آموختن آنان از على بوده است . و به فرض اينكه معاذ به آموزش پرداخته باشد ، شكّى نيست آنچه القا كرده فاسد است ، بر پايهى آنچه سابقاً از نادانى معاذ نسبت به مسائل حلال و حرام آورده شد ، هر كس خواهد به آن مراجعه كند . و آنگاه اگر معاذ عُمر نوح داشته و تمامش را در ميان مردم يمن سپرى كرده باشد ، ذرّهاى سود به آنان نرسانده ، چه رسد به اينكه در آموزش مردم يمن ، بر باب مدينة العلم برترى يابد . و به فرض بپذيريم كه براى آموزش به يمن فرستاده شد آنگونه كه دروغگويان از اهل سنّت مىگويند ، برترى دادن آموزش او را بر آموزش امام عليه السلام جايز نيست به جهت نبود هرگونه اختلافى ميان مسلمانان كه ايشان عليه السلام برتر از معاذبنجبل مىباشد و بر اين پايه ، اگر معاذ به اندازهى عمر نوح در ميان مردم يمن بود و امام عليه السلام جز مدّت كوتاهى در آنجا نمانده باشد ، آموزش امام عليه السلام بر آموزش معاذ ترجيح دارد و داراى تأثير بيشتر و بهرهى فراوانتر است . و بعد از اين خواهيد دانست كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نخست خالدبنوليد را به سويشان فرستاد و او شش ماه در ميان آنان ماند و به اسلام دعوت كرد ولى هيچكس او را اجابت نكرد . سپس امام عليه السلام را فرستاد و در اوّلين روز همدان بر دست حضرت اسلام آورد . و اين راستترين گواه است بر اينكه سخن فاضل ، تأثير بيشترى بر سخن مفضول دارد هرچند كه اقامت مفضول طولانىتر و دعوتش بيشتر باشد . . . و از اينجا باطلبودن مقايسه آموزش امام عليه السلام با آموزش ديگرى آشكار مىشود ؛ چه رسد به آموزش معاذ با آموزش ايشان . و چه نيكو حضرتش عليه السلام فرمود : « كسى از اين