السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
720
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
چيزى ياد كرد كه دلالت داشت بر اينكه موساى همراه خضر ، همان موساى بنىاسرائيل است . يه ) از ابوالدرداء است ، هنگامى كه معاويه تعدادى ظرفهاى طلا و نقره را به بيشتر از وزن آنها فروخت ، ابوالدرداء گفت : شنيدم رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم كه از اين كار نهى مىفرمود . معاويه گفت : اشكالى در آن نمىبينم . ابوالدرداء گفت : كيست عذر خواهم از معاويه ؟ از رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم خبرش مىدهم و او از رأى خودش مرا خبر مىدهد . هرگز در يك زمين با تو زندگى نمىكنم . پس اين خبرها قطرهاى از درياهاى اين باب است و كسى كه در كتابهاى اخبار بنگرد از اينگونه خبرها بىحد و حصر مىيابد كه هر يك از آنها هرچند كه متواتر نباشد ، ولى قدر مشترك ميان تمام آنها اين است كه بر وفق خبرى كه صحت آن دانسته نشده ، عمل به آن معلوم است ، پس در معنا متواتر شده است . امّا مقام دوم : و آن ، اينكه آنان بر وفق اين اخبار و به خاطر آن عمل كردند و بيانش از و وجه است : اوّل : اگر نه به خاطر اين اخبار ؛ بلكه براى امر ديگرى عمل مىكردند ، يا به سبب اجتهاد نوينى بود كه برايشان حاصل شده يا چيزى را ياد آوردهاند كه از رسول عليه السلام شنيدهاند ، در اين صورت از جهت دين و عادت واجب بوده آن را نقل كنند ، امّا از جهت عادت بدين خاطر كه : چون اگر گروه عظيمى نسبت به امرى كه برايشان پوشيده و دشوار گرديده توجّهشان شدّت يابد ، سپس آن دشوارى بر طرف شود به دليلى كه روايت كردهاند يا رأيى كه برايشان پيش آمده ، بهناچار بايد آن دليل را آشكار نمايند و از پيروزى خود شادمان و از زدوده شدن آن مشكل خوشحال شوند ، پس اگر براى شخص واحد جائز باشد كه اين امر را آشكار نكند ، براى كل هم جايز نخواهد بود . و امّا از جهت دين : چون سكوتشان در بيان آن دليل و عملشان به موجب آن خبر ، اين توهّم را پيش مىآورد كه آنان به سبب آن خبر اين كار را انجام دادهاند همانگونه كه عمل آنان به موجب آيهاى كه شنيدهاند ، دلالت دارد كه آنان بر اساس