السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
698
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
ارزشمند او و محقّق دانستن او با شرط بخارى و مسلم در راه اثبات اين حديث توجّه و اعتنايى ندارد و اين عليرغم جايگاه بلند حاكم در علوم حديث ، نزد تمامى اهل سنّت است . و اينكه ابنتيميّه خود ، او را از اهل علم به حديث ياد كرده است . به تعبير خود او حاكم از همان كسانى است كه آگاهى كاملى نسبت به حال رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم داشتند و داراى بيشترين رغبت در تمييز ميان راستى و دروغ بودند و همانهايى هستند كه به سوى سنة و حديث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هجرت كردند تا سخنان ايشان را ضبط كنند و به مردم برسانند و دروغهاى دروغگويان و اشتباه اشتباهكاران را دور اندازند . تا پايان آنچه كه گفته است . بسى شگفتى است فرمان دادن او به عاقل براى تدبّر در حديثهايى صحيح ثابت نزد اين افراد و امثال آنان ، به منظور دانستن راست از دروغ ، در حالى كه به دستور و فرمان خود عمل نمىكند ، گويى كه او از خردمندان نيست ! به هر حال ، اين ادّعاى او كه اين حديث شريف « ضعيفتر و سستتر است و از اين رو از اخبار ساختگى به شمار مىآيد » از دروغهاى صريح و واضح و از سخنان باطل فضاحتبار آشكار است ، و وجههاى باطل بودنش به شمار نمىآيد . و ما سخن فراوان و گستردهاى در زمينهى اثبات و پژوهش اين حديث آورديم كه افزون بر آن نيست و سپاس خداوند را بر اين توفيق . 2 - ساقط بودن تمسّك به قدح حديث توسّط ابنجوزى و امّا پاسخ تمسّك ابنتيميّه به نكوهش ابنجوزى دربارهى حديث « مدينة العلم » پيش از اين ضمن ردّ سخن « دهلوى » آورده شد ، بدين ترتيب كه هر انسان منصفى كه آن را مطالعه كند ، به درستى گفتههاى ما اذعان مىكند ، هرچند كه علماى بزرگى تظاهر به انكار و كنارگذاشتنش كردهاند و چگونه كه چنين نكنند ؟ در حالى كه پژوهشگران از اهل سنّت به صراحت ، جسارت و بىباكى ابنجوزى در حكم بر مطلق احاديث را بيان كردهاند . گروهى هم سخن او را در مورد حديث « مدينة العلم » رد كردهاند .