السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

685

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

و نيز در كتاب « البراهين الساباطيه » بعد از آوردن برهان ششم در رساله‌ى يادشده ، آمده است : « ديوار شهر را دوازده پايه است و بر آن‌ها دوازده نام ثبت شده است . » گويم : اين هم تأكيدى صريح بر مطالب قبلى است و دوازده پايه همان دوازده امام ، و فرستادگان حمل دوازده‌گانه ، دوازده حوارى هستند كه : سمعون ، بطرس ، اندرياس ، يعقوب ، يوحنّا ، فيلبوس ، برتولوماؤس ، توما ، متى ، يعقوب ، لباؤس ، سمعون قالى و بولوص « 1 » بنا بر رأى من ، چون يهوداى اسخر يوطى خودش را خفه كرده و هلاك شد و بولوص جانشين او شد و در آن اشاره است به اينكه تمام فرقه‌هاى مسيحيت به شريعت پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله و سلم تسليم شده‌اند . » و نيز در كتاب « البراهين الساباطية » پس از آوردن هفتمين برهان از رساله‌ى ذكرشده آمده است : « درهاى دوازده‌گانه ، دوازده مرواريد مىباشند ، هر يك از درها از يك مرواريد بود و زمين آن شهر از طلاى ناب مانند شيشه شفّاف بود . گويم : اين بيانى است براى مطلب پيشين كه صفت ابواب مىباشد . و بودنِ هر دَر از يك مرواريد ، اشاره دارد به آن‌چه اماميه درباره‌ى عصمت ائمّه‌شان ادّعا مىكنند ؛ چون مرواريد كروى است و بدون شك شكل كروى را نمىتوان وارونه كرد ؛ چون در يك نقطه با اجسام برخورد مىكند همان‌گونه كه اقليدس به آن تصريح كرده است و اصل در عصمت امام است ، امّا نزد اهل سنّت و جماعت ، عصمت شرط نيست ؛ بلكه عمده منعقد شدن اجماع است ؛ ولى نزد اماميه از واجبات در اوست چون لطف است . و چون نفس‌هاى بىآلايش با فضيلت ، از پيروى نفس‌هاى پست بىفضيلت ابا دارد ، و نبود عصمت علّتى براى نبود فضيلت است و اين خود بحث مفصّلى دارد كه مناسب اين جايگاه نيست و گفته‌اش : و زمين آن شهر از طلاى ناب مانند شيشه‌ى شفّاف بود ، مرادش مردم ملّت او صلى الله عليه و آله و سلم است ، چون آنان از باورهايشان منحرف نمىشوند و در دوران سختى از مذهبشان دست برنمىدارند و امّا كسانى كه كشيشهاى انكتارى آنان را اغوا كردند ، از نادانانى مىباشند كه به اصول

--> ( 1 ) . در حاشيه عبقات‌الأنوار آمده است : فيه‌مافيه ، آن‌گونه كه بر هشيار پوشيده نيست .