السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
673
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
مرد از اين صفت ظاهر مىشود و اين كه لياقت آن منزلت را ندارد و نمونههايى از آن در گذشتهى نزديك آورده شد . و توفيق از خداوند است . 11 - باطلبودن ادّعاى اين كه ابوذر از درهاى شهر دانش است عاصمى در پايان گفتهاش گويد : « در حديث ديگرى دربارهى ابوذر فرمود : هر كس بخواهد به بخشى از زُهد عيسى بنگرد ، به او نگاه كند . پس سزاوار است كه ابوذر هم درى از آن شهر در زهد باشد و درِ راستگويى را نيز براى او قرار داد و فرمود : زمين كسى را به پشت خود حمل نكرد و آسمان بر كسى سايه نينداخت ، راستگوتر از ابوذر ، پس براى او دو در قرار داد : درِ راستگويى و درِ زُهد ، و زُهد در دنيا جامع تمام دانش است . » گوييم : دربارهى گفتهاش وجوهى قابل تأمّل است : 1 - عبارت عاصمى دربارهى ابوذر با عبارت او دربارهى ديگران فرق دارد اين گفتهى عاصمى كه : « پس سزاوار است كه ابوذر هم درى از آن شهر در زهد باشد » و اين عبارت اختلاف دارد با عبارتهايش دربارهى ديگر صحابه كه به طور جزم آنان را دَر قرار داد . پس اگر از كلمهى « سزاوار است » معنى حقيقى را خواسته باشد ، اين با مطلوب و مقصود شيعه منافاتى ندارد ؛ چون آنان به والايى قدر سرورمان ابوذر اذعان دارند و اين كه در زهد و ورع به بالاترين درجه رسيده است . و ابوذر نزد شيعهى اماميه از كسانى است كه به شهر آن دانش ، از درش وارد شده و شأن و مقام بلندى به دست آورده كه جز براى افراد معدودى از اصحاب سيّد المرسلين حاصل نشده است . و اگر از كلمهى « سزاوار است » معناى مجازى را خواسته و هدفش اثبات درى براى ابوذر باشد همانگونه كه آن را براى غير او ادّعا كرده است ؛ پس بدان چند ايراد وارد است : نخست : جايز نيست كه هر يك از صحابه را درى براى آن شهر قرار دهيم جز