السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

664

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

ابن‌جريج آورده است كه گفت : اطّلاع يافتم كه ابوعبيده در شام ، ابوجندل‌بن‌سهيل ، و ضراربن‌خطاب و ابوالأزور كه از اصحاب رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم بودند را يافت كه شراب نوشيده بودند . ابوجندل گفت : « ليسَ عَلَى الّذينَ آمَنوا وَ عَملوا الصّالِحات جناح فيما طعموا » « 1 » تا پايان آيه . ابوعبيده به عمر نوشت : ابوجندل با اين آيه با من مخاصمه كرد . عمر نوشت : كسى كه گناه را بر ابوجندل بياراست ، مخاصمه را هم آراسته است . آنان را حد بزن . ابوالأزور گفت : آيا ما را حد مىزنيد ؟ ابوعبيده گفت : آرى . گفت : بگذاريد فردا با دشمن روبه‌رو شويم . اگر كشته شديم كه هيچ و اگر نزد شما بازگشتيم ما را حدّ بزنيد . پس ابوجندل و ضرار و أبوالأزور با دشمن روبه‌رو شدند . ابوالأزور به شهادت رسيد و به دو نفر ديگر حدّ زده شد . » « 2 » ابن‌حجر عسقلانى در شرح حال أبوالأزور « 3 » و ابن‌اثير در شرح حال أبوجندل « 4 » و طبرى در حوادث سال 18 « 5 » و متقى به نقل از عروةبن‌الزبير ، آن را روايت كرده‌اند . « 6 » 4 - ديدگاه ابوعبيده درباره‌ى مردم حمص منافى امانت و ديانت است مورّخان آورده‌اند : ابوعبيده با مردم حمص مصالحه كرد . آنان را از ديارشان بيرون نراند ، سپس به فكر پيمان‌شكنى و بيرون‌راندنشان افتاد ، امّا اطرافيانش او را از اين كار منع كردند . در كتاب « فتوح الشّام » با عنوان جمع روميان براى مسلمانان ، بعد از اينكه مسلمانان آنان را از شام بيرون راندند ، آمده است : « هنگامى به ابوعبيده خبر تعداد و كثرت آنان و اقبال آنان همراه با لشكرى از

--> ( 1 ) . مائده / 93 . ( 2 ) . الاستيعاب 4 / 1622 . ( 3 ) . الإصابة 4 / 5 . ( 4 ) . أسدالغابة 5 / 160 . ( 5 ) . تاريخ طبرى 4 / 97 . ( 6 ) . كنزالعمّال 5 / 500 .