السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
657
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
صحيحتر اين كه حجاج از احمد دربارهى آن پرسيد پس احمد آن را گفت . » « 1 » و امّا مدار نقل سوم نزد مسلم ، بر « أبو اسحاق سبيعى » است كه پيشتر به طور مفصّل قدح نسبت به او آورده شد . * و در آن است : « محمّدبنجعفرغندر » كه قدح او نيز پيشتر آمد . * و در آن نقل است : « محمّدبنبشار بندار » كه قدح او هم پيشتر آمد . و امّا مدار نقل چهارم نزد مسلم ، بر « ابواسحاق سبيعى » است كه قدح او پيشتر آمد . گويم : اينك كه قدح و جرح نسبت به نقلهاى بخارى و مسلم را دانستيد هر چند كه آنها بهترين نقلهاى اين حديث در فضيلت أبوعبيده مىباشند ، بنابراين نياز به بيان بطلان سندهاى ترمذى نيست ، آن اسنادها شامل بعضى از اين افراد سرزنششده مىباشند كه بر مراجعهكننده به آنها پوشيده نمىماند . حديث امانتدارى ابوعبيده با لفظى ديگر و قدح حافظان نسبت به آن بعضى راويان اهل سنّت حديث امانتدارى أبوعبيده را با لفظ و سياق ديگرى روايت كردهاند ؛ ولى باطل بودنش به درجهاى رسيده كه حافظ ذهبى و حافظ عسقلانى ، به اعتراف به باطلبودنش پناه بردهاند . ذهبى گفت : « حسينبن محمّدبن عباد ، اهل بغدادِ ناشناختهاى است . بزار از او روايت كرده از محمّدبنيزيد بنسنان از كوثربنحكيم ، از نافع ، از ابنعمر نقل شده كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : امين اين امّت ابوعبيدة است و دانشمند ( حبر ) اين امّت ابنعبّاس است . و اين باطل است . » « 2 » و ابنحجر عسقلانى گفت : « حسينبن محمّدبن عباد ، اهل بغداد و ناشناخته است . بزار از او روايت كرد . . . اين باطل است . و اين بر شيخ بزار گناهى نيست ، و سنگينى بر كوثربنحكيم است كه متّهم به دروغ است كه خواهد آمد . » « 3 » وجه سوم : باطلبودن حديث از نظر معنى افزون بر باطلبودن حديث امانتدارى ابوعبيدة از نظر سند ، اين حديث از نظر معنى هم ساختگى و باطل است . از چند جهت كه آنها را به طور خلاصه
--> ( 1 ) . تهذيبالتّهذيب 8 / 85 . ( 2 ) . ميزانالإعتدال 1 / 546 . ( 3 ) . لسانالميزان 2 / 309 .