السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
653
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
مىشمرد . » « 1 » * و در طريق آن است : « محمّدبنبشار بندار » كه داراى نكوهشهاى بسيارى است . از آنجمله : غوطهورى در بىپروايى و گستاخى تا آنجا كه هنگام سخنگفتن از رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم مسخرگى مىكرد . ذهبى گويد : « اسحاقبنابراهيم فزارى گفت : نزد بندار بوديم كه در نقل حديثى از عايشه ، براى عايشه فعل مذكّر و براى رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فعل مؤنّث به كار برد . مردى گفت : آيا مزاح مىكنى ؟ ! تو را به خداوند پناه مىدهم ، چقدر بىپروايى ؟ ! ! » « 2 » و ابنحجر گفت : « اسحاقبنفزارى گفت : نزد بندار بوديم در حديثى از عايشه گفت : ( قال قالت رسول اللَّه ) مردى به او گفت : او را تمسخر مىكنى ، تو را به خداوند پناه مىدهم چهقدر بىپروايى ؟ ! » « 3 » و از آن جمله است : عمروبن على فلّاس كه سوگند مىخورد بندار دروغ مىگويد . ابنحجر مىگويد : « عبداللَّهبن محمّدبنسيّار » گفت : شنيدم عمروبنعلى سوگند مىخورد كه بندار در آنچه روايت مىكند ، دروغ مىگويد . » و از آن جمله است : علىّبن مدينى كه حديث او را تكذيب كرد . ابنحجر گفت : « عبداللَّهبن علىّبن مدينى گفت : شنيدم پدرم در حالى كه از او دربارهى حديثى كه بندار روايت كرده بود پرسيده شد ، از ابنمهدى ، از ابوبكربن عيّاش ، از عاصم ، از كسى كه روايت كرد از عبداللَّه از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود : سحرى بخوريد در سحرى خوردن بركت است گفت : اين دروغ است . و شديداً آن را انكار كرد . و گفت : ابوداوود آن را به صورت موقوف براى من حديث كرد . » و از آن جمله : اين كه يحيىبنمعين او را مورد توجّه قرار نمىداد و ضعيفش مىشمرد . ذهبى گفت : « عبداللَّهبندورقى گفت : نزد ابنمعين بوديم ، نام بندار به ميان آمد ، ديدم كه يحيىبنمعين او را مورد توجّه قرار نمىدهد و ضعيفش مىشمارد . » « 4 » از آن جمله : قواريرى از او راضى نبود و گفت : او كبوتر باز بود . . . ذهبى گفت :
--> ( 1 ) . همان 9 / 84 . ( 2 ) . ميزانالإعتدال 3 / 490 . ( 3 ) . تهذيب التّهذيب 9 / 61 . ( 4 ) . المغنى في الصنعفاء 2 / 559 .