السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
649
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
احتجاج نمىشود و شعبة از او عيبجويى كرد و ابنعليه او را ضعيف دانست . . . همانگونه كه در شرح حال او در « تهذيب التّهذيب » آمده است . و در « تقريب التّهذيب » است : « حمّادبنزيد اشاره كرد كه با آمدن او از شام حفظش تغيير يافت و برخى به خاطر ورود او به دستگاه سلطنتى بر او عيبجويى كردند . » * در اين طريق « عبدالأعلىبن عبدالأعلى بصرى » است . ذهبى گويد : « محمّدبن سعد گفت : قوى نبود و به سال صد و هشتاد و نه مُرد . » و احمد گفت : از قدريّه بود و بندار گفت : به خدا سوگند معلوم نبود كدام پايش بلندتر است ؟ » « 1 » و به همين گونه در « المغنى في الضعفاء » او را ياد كرده است ، و ابنحجر در « تهذيب التّهذيب » . و سيوطى در « تدريب الراوى » او را « از كسانى شمرده است كه به بدعت گذارى متّهم و از كسانى است كه بخارى و مسلم يا يكى از آن دو از او نقل كردهاند . » « 2 » و امّا نقل دوم نزد بخارى كه همچنين در « كتاب المناقب » آمده ، در سلسلهى راويانش « ابواسحاق سبيعى » است كه خلطكننده بود . ذهبى گويد : « روايت كرد جرير از مغيرة كه گفت : جز ابواسحاق و أعمش كسى حديث مردم كوفه را فاسد نكرد و فسوى گفت كه ابنعيينه گفت : در مسجد ما را حديث كرد ابواسحاق و نفر سومى با ما نبود . فسوى گفت : يكى از اهل علم گفت : او ديوانه شده بود و او را با ابنعيينه بر اثر ديوانگى رها كردند . » « 3 » او فريبكار بود . . . ابنحجر گفت : « ابنحبان در كتاب « الثقات » گفت : او فريبكار بود : سال 29 و گفته مىشود 32 متولّد شد و به همين گونه حسين كرابيسى و ابوجعفر طبرى او را در زمره « تدليس كنندگان » نام بردهاند : و ابنالمدينى در « العلل »
--> ( 1 ) . ميزان الإعتدال 2 / 531 . ( 2 ) . تدريب الراوى 1 / 279 . ( 3 ) . ميزانالإعتدال 3 / 270 .