السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
639
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
بدهكارى دانستم و اينكه ثروتت از دست رفت تا اينكه مديون شدى و هديه را برايت گوارا كردم ، پس اگر هديهاى به تو داده شد ، بپذير . » « 1 » و اين همان حديث سيف است كه ابنحجر سندش را ساقط كرده و « سهلبن يوسف » و « يوسفبن سهل » هر دو مجهول مىباشند و شايد از همين رو ابوجعفر طبرى به ضعيفبودن اين حديث فتوى داده است ، پس اين متن در « كنزالعمال » آمده است : « از معاذبنجبل : هنگامى كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم مرا به يمن فرستاد ، فرمود : من دانستم آنچه را در راه خدا و رسولش متحمّل شدى و آنچه از ثروتت از دست رفت و هديه را برايت گوارا كردم ، پس هر چيزى به تو هديه شد ، از آنِ تو است . ابنجرير ، آن را ضعيف شمرد . » « 2 » سوم : در حديثهاى بسيارى از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسيده كه هديه به كارگزاران را تحريم فرمود و آنها را « طوقهاى آهنين آتشينى » قرار داد و هم به گفتار و هم به كردار از پذيرفتن آنها نهى كرد . آن حديثها را بخارى در صحيحش در باب « من لم يقبل الهدية لعلّة » و باب « كيف كانت يمين النّبى » و باب « إحتيال العامل ليهدى له » و باب « هدايا العمّال » و باب « محاسبة الإمام عمّاله » نقل كرده است و مسلم در باب « تحريم هدايا العمال » آورده است . همچنين احمدبنحنبل در مسند خود چنين آورده است . و از حديثهايى كه بر آن اتّفاق كردهاند نقل احمد است كه گويد : « ما را حديث كرد سفيان از زهرى از عروة ، از ابوحميد ساعدى كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مردى « از قبيلهى أزد » را كه « ابناللتبيه » خوانده مىشد براى دريافت صدقه به كار گرفت . او كه آمد گفت : اين براى شماست و اين هم به من هديه شد . پس رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم از منبر بالا رفت و فرمود : كار كارگزار به كجا رسيده است كه او را مىفرستيم و مىآيد و مىگويد : اين براى شماست و اين به من هديه شده است ! چرا در خانهى مادر و پدرش نمىنشيند و نگاه نمىكند آيا به او هديه مىشود يا نه ؟ !
--> ( 1 ) . الإصابة 2 / 444 . ( 2 ) . كنزالعمال 13 / 586 .