السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

55

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

ابوالحسن ! » در نتيجه پوشيده نمىماند كه روايت حديث مدينة العلم از امامى معصوم با چنين سند از جدّ بزرگوارش ، بسنده است براى اعتراف به اين كه حديثى قطعى است و هيچ‌گونه ترديد و شكّى در آن راه ندارد . و ستايش تنها از آنِ خداوندِ پروردگارِ جهانيان است . 3 - روايت عبدالرزّاق حاكم نيشابورى پس از نقل حديث از ابن‌عبّاس و صحيح دانستنش چنين گويد : « اين حديث ، گواهى از حديث سفيان ثورى با اسناد صحيح دارد كه : ابوبكر محمّدبن‌على فقيه امام چاچى قفّال در بخارا با پرسش من مرا حديث كرد كه از نعمان بن‌هارون بلدى در شهر بلد از اصل كتابش از احمدبن عبداللَّه بن‌يزيد حرّانى از عبدالرّازق از سفيان ثورى از عبداللَّه‌بن عثمان‌بن‌خثيم از عبدالرّحمان عثمان تيمى كه گفت : از جابربن عبداللَّه شنيدم كه گفت : شنيدم رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود : « من شهر دانشم و على دَر آن است ، هر كس دانش خواهد ، بايد از آن در ، درآيد . » « 1 » حاكم هم‌چنين از كتاب‌هاى مناقب ابن‌مغازلى ، تاريخ دمشق ، تاريخ بغداد و كفاية الطّالب حديث را نقل كرده است ( كه خواهد آمد ) . رجال اين حديث بخشى از نوشته‌ها در توثيق رجال اين سند را براى تأكيد بر صحيح شمردن حديث از طرف حاكم ، متذكّر مىشويم : الف - سفيان ثورى : او از رجال صحاح ستّه است و ابن‌حبّان « 2 » او را ثقه دانسته و شرح حالش را

--> ( 1 ) . المستدرك على الصحيحين 3 / 127 . ( 2 ) . الثّقات 6 / 401 .