السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
544
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
غير اينصورت پيامبر در مانند آن حالت بر او اعتماد نمىكرد ، و اينكه او همراه رسولخدا در غار و در دانش بود به گفتهاش : در سينهام چيزى ريخته نشد جز اين كه در سينهى ابوبكر ريختم . » « 1 » علّامه نوراللَّه تسترى - ( شوشترى ) در كتاب « كشف العوارفى تفسير آية الغار » در ردّ او چنين گويد : « و امّا گفتهى او كه ابوبكر ، دومينِ پيمبر در دانش بود و اين كه استدلال كرده به اين گفته : در سينهام چيزى ريخته نشد جز اين كه آن را در سينهى ابوبكر ريختم ، از ته ماندههاى سخن است . نمىتوان با آن آيه بر افضليّت ابوبكر استدلال كرد ، افزون بر اينكه استاد فاضل ، آخرين محدّثان شافعى مجدالدّين فيروزآبادى - نويسندهى القاموس فى اللغة - در پايان كتاب مشهورش به نام « سفرالسّعادة » آورده است : اين حديث و غير آن ، از آنچه در شأن ابوبكر روايت شده است ، از مشهورترين ساختگىها و افتراهايى است كه باطلبودنشان بديهى عقلى است ، الخ » محمّد فاخر إلهآبادى در كتابش « درّة التحقيق في نصرة الصدّيق » در ردّ بر قاضى تسترى با اشارة بر سخن نيشابورى گفته است : « و امّا پنجم : از آنجا كه حديثى را كه دليل بر دومين بودن ابوبكر در دانش براى پيامبر آورده است بحمداللَّه تعالى نزد ما هم از ساختگىهاست ، كه چندين نفر از بزرگان ثقه به آن تصريح كردهاند ، دوست داشتم آن علّامه كه به آن استدلال كرده به آن احتجاج نمىكرد و اين ثانىبودن براى پيامبر را از رديف سخن ساقط مىكرد به جهت ضعيف بودن احتجاج و اين كه موجب بىادبى مىشود ، آيا كسى مىتواند در دانشى دومى براى رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم باشد چه پيامبر و چه ولىّ باشد ؟ اين روش كسى است كه بهرهاى از دين نداشته باشد ، و مقام سيدّالمرسلين صلى الله عليه و آله و سلم را نشناسد ، همانگونه كه شيعيان در فضايل ائمّه اهل البيت عليهم السلام : ذكر مىكنند ، خداوند متعال ، ما و علّامه و ديگر كسانى كه مانند او چنين جرأتى را كرده عفو فرمايد ، پس خداوند
--> ( 1 ) . تفسير نيشابورى 10 / 90 .