السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
523
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
بود - مىفرمود : اين امير نيكوكاران و كُشندهى فاجران است ، پيروز است هر كس او را يارى كند ، سرشكسته است هر كس او را يارى نكند ، - سپس صدايش را بلند كرده فرمود : - من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس آن شهر را خواهد ، بايد نزد آن دَر آيد . گفتم : ابنعساكر در تاريخش اينچنين آن را روايت كرده است و نقلهايش را از استادانش نقل كرد . » « 1 » گويم : اين حديث را بزرگان حافظان روايت كردهاند مانند : عبدالرزّاقبن همام صنعانى ، ابنالسقاء واسطى ، ابوالحسن عطّار شافعى ، خطيب بغدادى ، ابومحمّد غندجانى ابنمغازلى ، ابنعساكر و گنجى شافعى و اين حديث از جهتهاى متعدّدى دلالت دارد بر اهتمام پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در آشكارا اعلام كردن امامت اميرالمؤمنين عليه السلام و افضليّت او در گفتار و كردار كه عبارتند از : 1 - اعلام حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم اين سخن را در « روز حديبيّه » كه يكى از جايگاههاى اجتماع عظيم مسلمانان و حضور همهى طبقات مردم از بزرگ و كوچك ، شريف و فرومايه بود . 2 - گرفتن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم بازوى اميرالمؤمنين عليه السلام را براى تأكيد افزونتر و اتمام حجّت بر حاضران و غايبان . . .
--> ( 1 ) . كفايةالطّالب / 220 .