السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

519

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

را آن‌چه از اختلاف امّت دانسته شد و مراجعه بعضى به بعضى ديگر ، تأييد مىكند در حالى كه على عليه السلام از اين كار بىنياز بود و هم‌چنين بر ولايت و امامت ايشان دلالت دارد . و اينكه فراگرفتن دانش و حكمت و واردشدن به بهشت در دوران حيات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم جز از سوى ايشان صحيح نيست و نيز روايت دانش و حكمت جز از او بر پايه‌ى فرموده‌ى خداوند متعال : « وَ أْتُوا الْبُيوتَ مِنْ أبْوابِها » از آن‌جهت كه ايشان عليه السلام همان در بود و چه زيبا گفته است : مدينة علم و ابن‌عمّك بابها * فمن غير ذاك الباب لم يؤت سورها تو شهر دانشى و پسر عمويت در آن مىباشد ؛ پس از غير آن دَر ، به حصارش راه نمىتوان يافت و نيز دلالت دارد : بر اينكه هر كس چيزى از اين دانش‌ها و حكمت‌ها را كه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم داراى آن‌ها بود ، از غير على عليه السلام فرا گيرد ، عصيان‌كننده خواهد بود ، همانند دزد و بالارونده از ديوار مردم ؛ چون اين دو اگر از غير دَرى كه به آن دستور داده شده ، وارد شوند و به خواسته‌شان برسند هر دو سركش هستند و فرموده‌اش عليه السلام : « هر كس دانش را خواهد پس بايد به آن دَر آيد . » منظور از اين عبارت ، مخيّر گرداندن نيست ؛ بلكه مراد واجب‌بودن و تهديد است مانند فرموده خداوند عزّوجلّ : « فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤمِن وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ » « 1 » و دليل بر آن چنين است : اين‌جا پيامبرى غير از محمّد صلى الله عليه و آله و سلم نيست كه او شهر دانش و خانه‌ى حكمت است ، تا دانشمند اختيار فراگيرى از يكى بدون ديگرى را داشته باشد و نبود اين ديگرى دليل بر واجب‌بودن است و اينكه فريضه‌اى لازم است و سپاس از آنِ خداوند است . » و گويد : سپس بر خردمندان پوشيده نمىماند كه مراد از دَر در اين روايت‌ها كنايه از نگهبانى است كه چيزى را نسبت به او استثناپذير نيست و جز از او خارج نمىشود و جز به وسيله‌ى او ، بر آن وارد نمىشود و وقتى ثابت شود كه آن

--> ( 1 ) . كهف / 29 .