السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
481
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
ساختگى بودن شود با وجود آنكه مقرر شد كه همگى رجالش ، رجالى صحيح هستند جز يكى كه دربارهاش اختلاف است ؟ و بايد سخن قائلان به ساختگىبودن را چنين تأويل كنيم كه دربارهى بعضى طريقهايش است نه همهى آنها ، و چه نيكوست گفتهى بعضى از حافظان دربارهى ابومعاويه ، يكى از راويانش كه دربارهى آنان صحبتى چنين كرده كه شنيده نمىشود : او ثقه و مأمون و از استادان و حافظان بزرگ است و تنها او از أعمش نقل كرده است ، پس چه شده است ؟ و چه محالى پديد مىآيد در اينكه او صلى الله عليه و آله و سلم مانند چنين سخنى در حق على بگويد ؟ . . . اين سخن او در « المنح المكيّة في شرح الهمزيّة » است . و در فتواهايش گويد : « و امّا حديث « أنا مدينةالعلم و على بابها » حديثى حسن است ؛ بلكه حاكم گفت صحيح است . و اين گفتهى بخارى كه : وجه صحيحى ندارد و اين سخن ترمذى كه : منكر است و اين كلام ابنمعين كه : دروغ است ، مورد اعتراض مىباشد . هرچند كه ابنجوزى آن را در الموضوعات آورده و ذهبى و ديگرانى از او پيروى كردهاند . » 5 - اعراض گروهى ديگر و ردّ آنان بر ضدّ او و گروهى ديگر از نكوهش ذهبى دورى جسته و آن را ردّ كردهاند و حديث را اثبات نموده با استشهاد به پاسخهاى علايى و ابنحجر و غير از آن دو ، و از ايشان هستند : 1 - سيوطى در « اللآلى المصنوعة » و « جمعالجوامع » و « قوت المغتذى » 2 - سخاوى در « المقاصد الحسنة » 3 - متّقى در « كنزالعمّال » 4 - عبدالحق دهلوى در « اللمعات في شرح المشكاة » 5 - قارى در « المرقاة في شرح المشاة » 6 - مناوى در « فيضالقدير » 7 - محمّد صدر العالم در « معارج العُلى » 8 - محمّدامير صنعانى در « الرّوضة النديّة في شرح التحفة العلويّة »