السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
457
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
گفتههايشان را در اين زمينه مىآوريم : از گفتههاى دانشمندان دربارهى ابنجوزى ابنأثير در كتاب « الكامل » در بخش حوادث سال 597 چنين گويد : « در رمضان اينسال ابوالفرج ، عبدالرّحمانبن على بنجوزى حنبلىِ واعظ در بغداد درگذشت . نوشتههايش مشهور است . او در مورد مردم به ويژه علماى مخالف و موافق با مذهب خويش ، بسيار غيبت مىكرد . تولّدش به سال 510 بود . » همينگونه در كتاب « الخميس » در حوادث همين سال آورده است . و در كتاب « المختصر في أخبار البشر » آمده است : او دربارهى علما بسيار غيبت مىكرد . و در « الكامل » در شرح حال عبدالكريم سمعانى است : « وقتى فهرست مشايخ او را گردآوردند ، تعدادشان بيش از چهار هزار نفر شد و ابوالفرج ابنجوزى او را ياد كرده . . . و از جمله دربارهاش گويد : او از استادى در بغداد مىگرفت و سپس او را به بالاى رودخانهى عيسى مىبرد و مىگفت : فلانى در ماوراءالنهر برايم حديث كرد . و اين سخن بسيار خُنكى است . چراكه آن مرد به واقع به ماوراءالنهر سفر كرد ، و در آنجا از عموم استادانش در سراسر كشورش حديث شنيد . بنابراين چه نيازى به اين تدليس خنك داشت و تنها گناهش نزد ابنجوزى ، شافعى بودنش است و اين كه ديگرى اسوهى اوست . و ابنجوزى كسى را پذيرا نيست جز حنبلىهايى كه بسيارنويسند . « 1 » اين مطلب را ابنوردى هم آورده است . « 2 » يافعى هم در « مرآة الجنان » در حوادث سال 595 گويد : « در آن سال ابنجوزى از زندان واسط بيرون آورده شد و مردم او را پذيرا شدند و پنج سال در « المطمورة » ساكن شد . ذهبى چنين او را ياد كرده است و
--> ( 1 ) . الكامل حوادث : 597 ( 2 ) . تتمة المختصر حوادث : سال 597 .