السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
449
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
ديگران ، بر اين مطلب تصريح كردهاند كه هر گاه احمد ، حديثى را روايت كند ، رجوع به روايت او ، واجب است . بنابراين به نكوهش بخارى يا ديگرى دربارهى اين حديث اعتنايى نخواهد شد . 5 - روايت ابنمعين يحيىبنمعين هم اين حديث را روايت كرده است . او نيز از اركان دانشمندان مورد اطمينان اهل سنّت و از استادان بزرگ بخارى است . او بارها حديث را اثبات و به صحت و درستى آن تصريح كرده است كه پيشتر آمد . پس ارزشى براى نكوهش بخارى بعد از صحيح دانستن حديث از سوى يحيىبنمعين باقى نمىماند . 6 - روايت طبرى محمّدبنجرير طبرى هم در كتابش « تهذيب الآثار » به صحت حديث « أنا دارالحكمة » حكم كرده است ، كه پيشتر دانستيد . و اتّحاد آن را با حديث « من شهر دانشم » برگزيده است . بنابراين با صحيحدانستن حديث توسّط اين پيشواى بسيار بزرگ ، هيچ منصفى به نكوهش بخارى در اينباره گوش فرا نخواهد داد . 7 - روايت حاكم حاكم نيشابورى حديث « أنا مدينة العلم » را در كتاب « المستدرك على الصحيحين » نقل كرده و با شرط شيخين آن را صحيح دانسته است . و اين خود بهترين گواه بر تعصّب و دشمنى بخارى با حق و اهل آن است كه حديث را نكوهش كرده و همين يك دليل براى فروريختن نكوهش او بسنده است . 8 - روايت ترمذى ترمذى حديث « أنا مدينة العلم و على بابها » را در صحيح خود نقل كرده است ، همانگونه كه ابنطلحه شافعى در كتاب « مطالب السئول » از او نقل كرده است