السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

411

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

محاسنى نورانى ، به سرعت گريان ، بسيار ذكرگو بود و من از او نسبت به شنيده‌هايش و مجموعه‌هايش اجازه دارم . » « 1 » 2 - ذهبى : « مردى خيّر ، متواضع ، متعبد البته نه همانند برادرش و در دوران خودش يگانه بود . » « 2 » هم‌چنين گويد : « شيخ عادل و مسند خراسان بود . ابن‌عساكر و سمعانى از او حديث نقل كرده‌اند . سمعانى گويد : از او بسيار نوشتم . مانند مردان نيكوكار متواضع ، اظهاركننده‌ى دوستى و خوش‌صحبت ، همواره مشغول ذكرگفتن بود و بسيار قرآن مىخواند و صله‌رحم مىكرد . در دوران خودش در چيزهايى يگانه بود . » « 3 » 58 - روايت قاضى عياض او ، عياض‌بن‌موسى متوفّاى سال 544 مىباشد . در سلسله‌ى راويان حديث به روايت حافظِ مغربى در كتابش « فتح‌المك » واقع شده است . « 4 » شرح حالش 1 - ابن‌وردى : « قاضى عياض‌بن موسىبن عياض بستى در مراكش ، تولّدش در « سبته » در سال 476 مىباشد . يكى از پيشوايان حافظان محدث و اديبان است . كتاب‌ها و اشعارش گواه بر آن است . » « 5 » 2 - ابن‌خلّكان : « در دوران خودش در حديث و علوم آن سرآمد بود . » « 6 » 3 - ذهبى : « ابن‌بشكوال گفت : او از اهل علم و يقين و باهوش و فهم است . » « 7 »

--> ( 1 ) . المنتظم 10 / 124 . ( 2 ) . العبر 4 / 113 . ( 3 ) . سير اعلام النبلاء 20 / 109 . ( 4 ) . فتح‌الملك العلى / 57 . ( 5 ) . تتمة المختصر 2 / 72 . ( 6 ) . وفيات الأعيان 3 / 152 . ( 7 ) . تذكرة الحفّاظ 4 / 1304 .