السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

333

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

سويدبن‌غفلة ، از صنابحى ، و به او اسناد نداد . » يعنى به صنابحى اسناد نكرد ، بلكه آن را از اميرالمؤمنين عليه السلام بدون نام بردن او ، روايت كرده است . پس در آن اين اشكال است كه « سويدبن‌غفلة » ، از تابعىهاى مخضرم است كه از خلفاى چهارگانه روايت كرد ، اين مطلب بر كسى كه كتاب‌هاى رجال را ديده باشد ، پوشيده نيست و حافظ علايى در « الاجوبه » و فيروزآبادى در « نقد الصحيح » بر اين مطلب تصريح كرده‌اند . بر اين پايه ، او و صنابحى در يك طبقه و گروه هستند و ميان آمدنشان به مدينه جز چند روز فاصله نيست . ابن‌حجر گويد : « سويدبن‌غَفَلة ابواميه‌ى جعفى است ؛ از بزرگان تابعان مخضرم ، روزى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دفن شد وارد مدينه شد و در عمرش مسلمان بود ، سپس به كوفه رفت و سال 80 درگذشت در حالى كه يك‌صد و سى ساله بود . » « 1 » و گويد : « عبدالرّحمان بن عُسَيلة المرادى ، ابوعبداللَّه صنابحى ثقه و از بزرگان تابعان است ، پنج‌روز پس از مرگ پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وارد مدينه شد و در دوران خلافت عبدالملك درگذشت . » « 2 » پس مانعى ندارد كه هر دو نفر حديث را از اميرالمؤمنين عليه السلام مستقيماً شنيده باشند و اسناد ندادن « سويدبن‌غفلة » حديث را به « صنابحى » موجب طعن و نكوهش اين نقل نمىگردد . پس روشن مىشود كه اين دليل آوردن‌هاى دارقطنى در كتاب « العلل » جز از نادانى و غفلت نمىباشد اگر از مرضى در قلبش بر نيامده باشد . . . و پوشيده نماند كه آن‌چه او بيان كرده به ويژه درباره‌ى حديث از اميرالمؤمنين است . . . و از گفته‌ى خطيب و سيوطى دانستى كه دارقطنى از راويان حديث از جابر است . همان‌گونه كه از روايت حموينى دانستى كه اين حديث از ابن‌عبّاس هم نقل شده است . ( 3 ) « أنا دارالعلم و على بابها » از كسانى كه اين حديث را روايت يا اثبات كرده‌اند : 1 - ابومحمّد ، حسين‌بن‌مسعود بغوى . 2 - محب‌ّالدّين احمدبن‌عبداللَّه طبرى . 3 - علىّبن‌سلطان قارى .

--> ( 1 ) . تقريب التّهذيب 1 / 341 . ( 2 ) . تقريب التّهذيب 1 / 491 .