السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
329
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
ابوبكر و عمر سروران سالمندان اهل بهشت مىباشند . گفت : شتاب كردم . آنگاه مقصود مرا از اين شتاب دانست . گفت : و پدرم از پدرش از جابر مرا حديث كرد كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من شهر حكمتها يا حكمتم و على در آن است ، پس هر كسى شهر را خواهد ، بايد نزد آن در بيايد . » « 1 » اين مطلب را از عبارت و گفتهى سيوطى هم - در آينده خواهى دانست . 6 - روايت حموينى صدرالدّين ابوالمجامع حموينى هم حديث را روايت كرده است كه از عبارت قندوزى آن را خواهى دانست . 7 - روايت شهابالدّين احمد شهابالدّين احمد گويد : « امام همام كه بر بلنداى مقام و شأن او در دانش و اعمال مورد اتّفاق است ، و با زبان اهل كمال مرواريدهاى فضيلت در رشتهى نظم برايش به هم پيوسته است ، حافظ ، پارسا ، برتر ، عالم ، عامل ، عارف كامل بدون شك و ترديد : ابونعيم احمدبن عبداللَّهاصفهانى ، در كتاب و برتر شايستهى خود به نام « الحليه » گويد : « سرور قوم ، محبّ الشّهود و محبوب المعبود ، درِ شهرِ حكمتها و دانشها . . . » « 2 » 8 - روايت سيوطى جلالالدّين سيوطى گويد : « ابوالحسن شاذان فضلى در ويژگىهاى على گويد : ما را حديث كرد ابوبكر محمّدبن ابراهيمبن فيروز انماطى از حسينبن عبداللَّه تميمى از حبيببن نعمان ، از جعفربن محمّد كه گفت : پدرم از جدّم از جابربن عبداللَّه مرا خبر داد كه : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر حكمتم و على در آن است ، هر
--> ( 1 ) . تلخيص المتشابه 1 / 161 . ( 2 ) . توضيحالدّلائل خطّى .