السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
320
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
چنين توصيف مىكند : « او منصوص است به اين كه درِ خانهى حكمت و باب مدينة العلم مىباشد . » « 1 » 35 - روايت مناوى عبدالرؤف مناوى در « كنوز الحقائق » و در « التيسير » و در فيض القدير في شرح الجامع الصغير » آن را روايت كرده و متن گفتهاش در كتاب اخير چنين است : « من خانهى حكمتم و در روايتى : أنا مدينة العلم و علىّ بابها . يعنى علىّبنابىطالب آن درى است كه از آن بر حكمت مىتوان وارد شد و تو را بسنده است به اين مرتبت كه چقدر رفيع است و اين منقبت كه چهقدر بلند است . و هر كس ادّعا كند كه در فرمايش « علىّ بابها » كلمهى علىّ به معناى مرتفع از ريشهى علوّ به معناى ارتفاع است ، براى هدف فاسدش نيرنگ به كار برده به چيزى كه او را بىنياز و فربه و توانگر نمىنمايد . ابونعيم از ترجمان قرآن مرفوعاً نقل كرده است : خداوند عزّ و جلّ : « يا أيّها الّذين آمنوا » نازل نفرموده ، مگر اين كه على رئيس و امير آنان است . و از ابنمسعود نقل مىكند كه گفت : خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بودم ، دربارهى على از ايشان پرسيدند ، فرمود : « حكمت به ده قسمت تقسيم شد ، نُه قسمت به على داده شد و به همهى مردم يك قسمت . » و نيز از ايشان است : « قرآن بر هفت حرف نازل شد . هيچ حرفى از آن نيست جز اينكه ظاهر و باطنى دارد . و امّا نزد على علم ظاهر و باطن مىباشد . » و نيز نقل كرده است : « على سرور فرستادگان ( مسلمانان ) و امام پرهيزكاران است . » و نيز نقل كرده است : « من سرور فرزندان آدم هستم و على سرور عرب است . » و نيز نقل كرده است : « على پرچم هدايت است . » و نيز نقل كرده است : « خداوند فرمانم داد كه تو را به خود نزديك كنم و بياموزم تا دريابى . » و اين آيه بر من نازل شد : « و تعيها أذن واعيه » و نيز از ابنعبّاس
--> ( 1 ) . الأربعين فى فضائل اميرالمؤمنين خطّى .