السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
298
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
به امام اعظم اقتدا نمود . سپس در آخر كار خويش مانند علماى نقّاد به اجتهاد تمايل پيدا كرد ، بنابر آنچه پيشوايان در كتابهاى اصول بر آن تصريح كرده و تعريف نمودهاند . گويد : و از كتابهايش كه بزرگترين قدر و افتخار را دارا مىباشد ، تفسيرش به نام « روح المعانى في تفسير القرآن و السبع المثانى » مىباشد . در 21 ذيقعدهى سال 1270 درگذشت . . . » « 1 » 147 - روايت بلخى قندوزى سليمانبن ابراهيم بلخى قندوزى « 2 » در كتابش « ينابيع المودّة » با اسنادهاى گوناگون و نقلهاى مختلف حديث را روايت كرده است . . . او گفته است : « حموينى در « فرائد السمطين » با سندش از سعيدبنجبير از ابنعبّاس نقل كرده كه او گفت : رسولخدا فرمود : « يا على ، من شهر دانشم و تو در آن مىباشى و به شهر وارد نمىشوند جز از در آن و دروغ گفته است كسى كه ادّعا كند مرا دوست مىدارد در حالى كه با تو دشمن است ، زيرا كه تو از من هستى و من از تو ، گوشت تو گوشت من و خون تو از خونِ من و روح تو از روحِ من ، و نهان تو نهانِ من ، و آشكارِ تو از آشكارِ من است . سعيد است كسى كه از تو اطاعت كند ، و شقى است كسى كه نافرمانى تو را كند ، و سود برد آنكس كه ولايت تو را بپذيرد و زيان بيند كسى كه با تو دشمنى كند ، پيروز است كسى كه ملازم تو گردد و هلاك مىشود كسى كه از تو جدا گردد ، و مثل ائمّه از فرزندان تو ، بعد از من ، مثال كشتى نوح است ، هر كه سوار آن شد نجات يابد و كسى كه از آن باز مانَد غرق شود . و مثال
--> ( 1 ) . التاج المكلّل / 360 و شرح حالى در « الاعلام 7 / 176 » از چند مأخذ دارد و گفتهاند كه در شرح حال او رسالههاى مفصّلى تأليف شده است . ( 2 ) . او شيخ سليمانبن شيخ ابراهيم معروف به « خواجه كلان » حسينى بلخى قندوزى حنفى است . درقسطنطنيّه به سال 1270 يا 1293 درگذشته است .