السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

279

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

قصر ايشان ، مىباشد . و اين شرف او را بس كه پرچم‌دار پرچم ستايش ( خدا ) است و آدم و فرزندانش در سايه‌ى آن حركت مىكنند . و اين شرف او را بس كه اهل محشر وقتى او را بينند ، گويند : اين جز فرشته‌اى مقرّب يا پيامبرى فرستاده شده نيست . پس منادى ندا مىدهد : اين نه فرشته‌اى مقرّب و نه پيامبرى فرستاده شده است ، بلكه علىّبن‌ابىطالب ، برادر رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىباشد . و اين شرف او را بس كه نامش همراه نام رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم نوشته شده است : محمد ، رسول‌خداست ؛ او را با على تأييد كردم و يارى نمودم . و اين شرف او را بس كه روح او همانند روح رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم قبض مىشود . و اين شرف او را بس كه بهشت مشتاق اوست ؛ همان‌گونه كه در حديث انس است : بهشت به سه نفر اشتياق دارد : على و عمّار و سلمان . و اين شرف او را بس كه باب مدينة العلم پيامبر مىباشد . و اين شرف او را بس كه تمام درها جز درِ ( خانه‌ى ) او بسته شد . و اين شرف او را بس كه بعد از دعوت پيامبرى چشم‌درد نگرفت و دچار سرما و گرما نشد . و اين شرف او را بس كه نخستين نفرى است كه درِ بهشت را مىكوبد . و اين شرف او را بس كه قصر او در بهشت بين قصرهاى خليل‌الرّحمان و سرور فرزندان آدم صلى الله عليه و آله و سلم قرار دارد . و اين شرف او را بس كه آيه‌ى ولايت درباره‌ى او نازل شد . و اين شرف او را بس كه خداوند در ده آيه او را مؤمن ناميد . و اين شرف او را بس كه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را برگزيد . و اين شرف او را بس كه با رسول‌خدا از آن پرنده خورد . و اين شرف او را بس : بيعت رضوان . و اين شرف او را بس كه بزرگ اهل بدر است .