السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
275
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
و علّامه ، حافظ بزرگ ، مجتهد ، محمّدبنجرير طبرى گفت : اين حديث نزد ما صحيح است ، سندش صحيح مىباشد . حاكم در مورد حديث ابنعبّاس گويد : اسنادش صحيح است . خطيب در تاريخش از يحيىبنمعين روايت مىكند كه از او دربارهى حديث ابنعبّاس پرسيده شد ، گفت : صحيح است . ابنعدى گويد : ساختگى است و ابنجوزى دو حديث جابر و ابنعبّاس را در « الموضوعات » آورده است . و حافظ صلاحالدّين علايى گويد : ذهبى هم در الميزان و غير آن به باطلبودن آن معتقد شدهاند و در اينباره علّت قدحكنندهاى برايش نياوردهاند ، جز اينكه بدون هيچ دليلى ادّعاى « ساختگىبودن » كردهاند . و حافظ ابنحجر گويد : اين حديث طريقهاى بسيارى در مستدرك حاكم دارد حدّاقل اين است كه اين حديث اصلى دارد . پس شايسته نيست كه « ساختگى » بر آن اطلاق شود و گويد : حقيقت بر خلاف قول حاكم كه صحيح دانسته ، مىباشد و خلاف قول ابنجوزى كه گفته « ساختگى » مىباشد ، بلكه از نوع « حسن » كه است به صحت ارتقا نمىيابد و به دروغبودن ، فرو نمىافتد . حافظ سيوطى گويد : همواره مدّت زمانى چنين پاسخ مىدادم كه اين حديث حسن مىباشد تا اينكه بر صحيحدانستن حديث على در « تهذيب الآثار » توسّط ابنجرير آگاه شدم . همراه با صحيح دانستن حديث ابنعبّاس توسّط حاكم ، پس از خداوند استخاره كردم و يقين كردم به ارتقاى حديث از رتبهى حسن به رتبهى صحّت ؛ پايان يافت . گويم : پيشوايان حديث ، حديث صحيح را به هفت نوع تقسيم كردهاند : يك قسم حديثى است كه يكى از ائمّه حديث ، غير از شيخين ، تصريح كرده باشند كه صحيح است ، و بر ( صحّت ) اين حديث دو امام حافظ بزرگ ، حاكم ابوعبداللَّه ، و علّامه محمّدبنجرير نص دارند . خطيب بغدادى درباره ابنجرير گويد : ابنجرير از ائمّهاى بود كه به گفتهاش حُكم مىشود و به علّت معرفت و فضلش به رأيش مراجعه مىشود ، دانشهايى را آموخت كه هيچكس از مردم دورانش در آن با او مشاركت نداشت ، و دربارهاش ابنخزيمه ، معروف به امام ائمّه گويد : روى زمين