السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

261

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

فرمود : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » بزّار و طبرانى در كتاب « الاوسط » از جابربن‌عبداللَّه و ترمذى و حاكم آن را از على روايت كرده‌اند . و امّا اينكه جايگاهش ، جايگاه هارون است ، در فرمايش ايشان صلى الله عليه و آله و سلم است كه : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من ، منزلت هارون نسبت به موسى را داشته باشى جز اينكه بعد از من پيامبرى نيست ؟ » شيخان از سعدبن‌أبىوقّاص و امام احمد و بزّار از ابوسعيد خدرى ، و طبرانى از اسماء بنت عميس ، ام‌ّسلمة ، ابن‌عمر ، ابن‌عبّاس ، جابربن‌سمرة ، على ، براءبن‌عازب و زيدبن‌ارقم ، آن را روايت كرده‌اند . مؤلّف به اين حديث بر امامت على عليه السلام در فصل سوم كتاب « الامامة » احتجاج كرده است . كه به زودى ردّ آن خواهد آمد ان‌شاءاللَّه‌تعالى و در آن دلالتى بر آن‌چه ذكر كرده‌اند ، نيست . » شرح حالش 1 - مرادى : « ابراهيم‌بن‌حسن كورانى شهرزورى شهرانى شافعى ، ساكن مدينه‌ى منوّره ، استاد ، امام ، عالم ، علّامه ، پايان‌بخش محقّقان ، بزرگ مسندان ، عارف باللَّه‌تعالى ، داراى تأليف‌هاى متعدّد ، صوفى نقش‌بندى ، محقّق با دقّت ، دانا به آثار گذشتگان مسند تبارشناس ابوالوقت ، برهان‌الدّين ، در شوّال سال هزار و بيست و پنج به دنيا آمد ، تأليف كرد و خودش دانش طلبيد و به مدينه‌ى منوّره مسافرت كرد و در آن‌جا ساكن شد و از علماى برجسته‌ى آن‌جا بهره گرفت ، نامش مشهور شد و منزلتش بالا گرفت و دانش‌جويانى از كشورهاى دوردست به سويش شتافتند تا از او بگيرند و بياموزند ، و در مسجد شريف نبوى تدريس كرد ، و كتاب‌هاى متعدّد سودمند نزديك به صد جلد تأليف كرد ، او كوهى از كوه‌هاى دانش و دريايى از درياهاى عرفان بود . در روز چهارشنبه بعد از ظهر هجدهم ربيع‌الثّانى سال يك‌هزار و يك‌صد و يك در خانه‌اش در مدينه‌ى منوّره درگذشت و در بقيع