السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

230

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

« أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » ابونعيم در « المعرفة » از على . « من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس علم را خواهد ، بايد از در آن نزد آن بيايد . » طب از ابن‌عبّاس . » « 1 » و متّقى گويد : « ترمذى و ابن‌جرير با هم گويند : حديث كرد ما را اسماعيل‌بن‌موسى سرى از محمّدبن‌عمر رومى از شريك از سلمةبن‌كهيل از سويدبن‌غفلة از صنابحى از على كه گفت : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من خانه‌ى حكمتم و على در آن است . حل ( حلية الاولياء ) . » ترمذى گويد : اين حديثى غريب مىباشد و در نسخه‌اى ديگر : اين حديث منكر است و بعضى اين حديث را از شريك روايت مىكنند و صنابحى را در آن نام نبرده‌اند . و اين حديث از هيچ‌يك از ثقات جز شريك شناخته نشده است و در اين باب از ابن‌عبّاس نقل شده است . پايان يافت . ابن‌جرير گويد : سند اين خبر صحيح است و واجب است بر مذهب ديگران ناصحيح و سقيم باشد به دو علّت ؛ يكى اينكه خبرى است كه جز از اين طريق از على از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نقلى برايش شناخته نمىشود و ديگر اينكه سلمةبن‌كهيل نزد آنان از كسانى است كه با نقل او حجّتى ثابت نمىشود . و با على در اين خبر از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم غير او هم موافقت كرده‌اند : حديث كرد ما را محمّدبن‌ابراهيم فزارى از عبدالسّلام‌بن‌صالح هروى از معاويه از اعمش از مجاهد از ابن‌عبّاس كه گفت : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس آن شهر را خواهد ، بايد از در آن وارد شود . » ابراهيم‌بن‌موسى رازى - كه او همان فرّا نيست از ابومعاويه باسنادش مانند آن را براى ما نقل كرد . اين استاد را

--> ( 1 ) . همان / 212 .