السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

225

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

98 - حسن دانستن ابوالحسن‌ابن عرّاق كنانى ابوالحسن علىبن محمّدبن عراق كنانى به حسن بودن حديث حكم كرده و گفته است : « حديث أنا دارالحكمة و علىٌّ بابها » ابن‌بطه ، نع ، مر ، طب ، حب ، عد ، خط ( ابىنعيم ، ابن مردويه ، طبرانى ، ابن‌حبان ، ابن‌عدى ، خطيب ) و با لفظ « أنا مدينة الفقه » و نيز « أنا مدينة العلم » و در آن گروه زيادى جرح شده و مجهول مىباشد و حاكم و ترمذى آن را نقل كرده‌اند و حافظ ابن‌حجر گويد : حاكم آن را نقل كرده و صحيح دانسته است و ابوالفرج ابن‌جوزى مخالفت كرده و آن را در « الموضوعات » آورده است . و حقيقت بر خلاف قول هر دو و اين حديث از نوع حسن مىباشد كه به صحت نمىرسد و به دروغ فرو نمىافتد و بيان آن نياز به بحثى طولانى دارد ؛ ولى اين همان چيزى است كه مورد اعتماد است و هم‌چنين علايى آن را حسن دانسته است . » « 1 » شرح حالش 1 - رحمت‌اللَّه سندى در خطبه‌ى « مختصر تنزيه الشريعة » : « استادمان ، امام ، حافظ ، علّامه دانشمند مدينه‌ى نبوى در دوران خودش ، شيخ علىّ بن محمّد بن عراق ، ولىّ خلّاق ، مشهور در آفاق . » 2 - عيدروس : « بدان كه در قلبم حسرت بسيار بزرگى است كه فرصت نيافتم بر تاريخ گروهى از بزرگان مشهور آگاهى يابم ، مانند گروهى از اولياى گرامى و دانشمندان برجسته مانند استاد استادان علىالاطلاق ، شيخ محمّدبن‌عراق و دو پسرش شيخ ، امام ، علّامه على و شيخِ فاضل ، عبد النّافع . . . » « 2 » هم‌چنين عيدروس در همان كتاب گويد : « او از بزرگان اهل علم بود و تعدادى

--> ( 1 ) . تنزيه الشريعه 1 / 277 . ( 2 ) النور السافر فى اعيان القرن العاشر / 84 .