السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

210

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

4 - محمّدبن‌يوسف شامى در اوّل كتاب « سبل الهُدى و الرشاد » او را چنين توصيف مىكند : « استاد ما حافظ اسلام ، باقىمانده‌ى مجتهدان والامقام » . 5 - مناوى گويد : « حافظ بزرگ ، امام با جلالت » . « 1 » 6 - مقرّى مالكى در كتاب « فتح المتعال في مدح النعال » گويد : « مجدِّد سده‌ى نهم و نزديك‌كننده‌ى فوائد گسترده ، جلال سيوطى . » 7 - قشاشى گويد : « شيخ‌الاسلام ، حافظ ، زاهد ، جمع‌كننده ميان دانش و دين ، سالك راه بزرگان پيشينيان » « 2 » و قابل ذكر است : سيوطى استاد اساتيد پدر دهلوى است . در كتاب « الارشاد إلى مهمات الأسناد » چنين آمده است : « فصل : سپاس خداوند را كه سَند من به هفت نفر از استادان بزرگ ، گرامى و پيشوايان والامقام رسيد كه در حرمين مشهور و مورد احترام مىباشند و همگان بر فضلشان اجماع دارند . . . فصل : سند اين اساتيد هفت‌گانه منتهى مىشود به دو امام حافظ و پيشوا و مشهور به شيخ الاسلام زين‌الدّين زكريا و شيخ جلال‌الدين سيوطى . . . » هم‌چنين او از استادانش در سلسله‌ى تصوف و خرقه‌پوشان است كه در كتاب « الانتباه في سلاسل أولياء اللَّه » آمده است و اين مطلب را فرزندش « دهلوى » هم در « رسالة اصول الحديث » آورده است . 89 - روايت نورالدّين سمهودى نورالدّين علىّبن‌عبداللَّه سمهودى اين حديث را روايت و اثبات كرده است ؛ آن‌گاه كه گويد : « ابن‌سمان از ابوسعيد خدرى نقل كرد كه شنيد عمر به على مىگفت

--> ( 1 ) . فيض القدير في شرح الجامع الصغير - در مقدّمه‌ى كتاب . ( 2 ) . السمط المجيد : 86 .