السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
206
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
صحيح آنگونه كه حاكم گفته است و نه ساختگى است چنانكه گروهى مانند ابنجوزى و نووى گفتهاند و وضعيّت آن را در « التعقبات على الموضوعات » بيان كردهام . » « 1 » و در كتاب « النكت البديعات على الموضوعات » نسبت به حكم ابنجوزى كه اينحديث ساختگى است ، گويد : « حديث ت ك : من شهر دانشم و على در آن است ، آن را از حديث على و ابنعبّاس نقل كرده است . گويم : حديث على را ترمذى و حاكم و حديث ابنعبّاس را حاكم و طبرانى و حديث جابر را حاكم نقل كردهاند . و حافظ ابوسعيد علايى ، سخن ابنجوزى را در مورد اين حديث در فصلى طولانى ، مورد سرزنش قرار داده كه خلاصهاش چنين است : ابنجوزى و غير او حُكم بر ساختگى بودن آن كردهاند و مرا در اينباره نظرى است . تا آنجا كه گويد : نتيجه اينكه با توجّه به راويانش به درجهى حسن و حجّتبودن مىرسد و ضعيف نخواهد بود چه رسد به اينكه ساختگى باشد . و در بارهاش فتوايى ديدم كه به حافظ ابنحجر داده شد و او بر آن نوشت : اين حديث را حاكم در مستدرك نقل كرده و گفته صحيح است و ابنجوزى با او مخالفت كرده و آن را در موضوعات آورده و گفته كه دروغ است ؛ امّا درست و صحيح بر خلاف گفتهى اين دو نفر است و اين حديث از قسم حديث « حسن » است كه به صحت ارتقا پيدا نمىكند و به دروغبودن هم فرو نمىافتد و بيان اين مطلب به درازا مىكشد . ولى اين سخن مورد اعتماد است . اين عين سخن اوست ! » و همينگونه در كتاب « اللآلى المصنوعة » رفتار كرده و حكم ابنجوزى را مورد انتقاد قرار داده و سخنان حاكم و خطيب و علائى و ابنحجر عسقلانى را گواه گرفته است . « 2 » و همچنين در كتاب « قوت المغتذى على جامع الترمذى » پايهىهاى اين حديث را با سخنان علايى و ابنحجر كه پيش از اين آورده شده ، استوار و ثابت
--> ( 1 ) . تاريخ الخلفاء : 170 . ( 2 ) . اللآلى المصنوعة 1 / 332 .