السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

201

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

آن‌ها حديث ابن‌عبّاس است بلكه « حسن » است . هم‌چنين ترمذى و نسايى و ابن‌ماجه و غير آن‌ها از حبشىبن‌جناده مرفوعاً چنين روايت كرده‌اند : « على از من و من از على هستم . از من ادا نمىكند جز خودم يا على . » « 1 » شرح حالش 1 - عبدالقادر عيدروس يمنى ، شرح حال مفصّلى از او آورده و در آن استادان و تأليفاتش و گفته‌هاى علماى ديگر در حقّ او را آورده است و در آغاز او را چنين توصيف مىكند : « شيخ ، العلّامة الرّحلة الحافظ » گويد : « پس از او كسى مانند او در مجموع فنونى كه داشت ، جانشين او نشد . . . و امّا خوانده‌ها و شنيده‌هايش بسيار زياد و نامحدود است و از افراد بىشمارى دانش برگرفت تا اينكه تعداد آن‌ها بيش از چهارصد نفر شد و چندين نفر اجازه‌ى فتوادادن و تدريس و املاء به او دادند . استادش ، شيخ الاسلام ابن‌حجر بود كه او را دوست مىداشت و ستايش مىكرد و همواره ياد او را تذكّر مىداد و او را به والايى افتخارش معرّفى مىكرد و او را بر ديگر منسوبين به حديث و صنعتش ترجيح مىداد . . . و بخشى از آن‌چه بعضى از حافظان او را بدان توصيف كرده‌اند چنين است : او به خداوند سوگند بازمانده‌ى استادانى است كه من ديدم و من و همه‌ى دانش‌جويان حديث در شام و مصر و ديگر كشورهاى اسلامى جيره‌خوار او هستيم . به خداوند سوگند همتايى براى او نمىشناسم . ديگرى هم گفت : اينك او از يگانگان علم حديث است كه برترى او در آن شهرت يافته و بعد از شيخ‌الاسلام ابن‌حجر مانند او وجود ندارد . ديگرى گويد : اوكسى است كه در حديث نبوى يگانگىاش مورد اجماع است و در آگاهى سرشار و پژوهش‌هايش در انواع حديث در درجه‌اى است كه نمىتوان به آن رسيد ، نوشته‌هايش تدوين‌شده و شهرت يافته و رياست او در اين فن ارزشمند ثابت و مقرر

--> ( 1 ) . المقاصد الحسنة / 97 .