السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
187
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
برجيس برترى يافت و كتابهايى تأليف كرد كه سواركاران عرب و عجم آن را منتشر كردند و چراغى برافروخت كه از آتشِ شعلهور ، هدايتگرتر بود . دانش را آموزش داد . پنج روز به پايان رجب المرجّب سال هشتصد و چهل و نه درگذشت . » « 1 » 81 - اثبات ابنحجر عسقلانى شهابالدّين ابوالفضلبن حجر عسقلانى حديث « مدينة العلم » را اثبات كرده و آن را در فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام آورده است ، و اعتقاد به ساختگىبودنِ آن را باطل دانسته و در كتابهاى مختلفش بر بسيارى طُرُق آن تأكيد كرده است : او در شرح حال اميرالمؤمنين عليه السلام ضمن برخى فضايل ايشان چنين گويد : « روايت شده كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » و عمر گفت : داورترين ما على است و أُبى قارىترين ماست . و يحيىبنسعيد از سعيدبنمسيّب نقل كرد كه گفت : عمر به خداوند پناه مىبرد از مشكلى كه ابوالحسن آن را نگشايد . و سعيدبنجبير از ابنعبّاس نقل مىكند كه گفت : هر گاه فردى راستگو كلامى از على براى ما نقل مىكرد ، چيزى را همسنگ آن نمىنهاديم . معمّر از وهببنعبداللَّه از ابوالطفيل نقل مىكند كه گفت : على را ديدم خطبه مىخواند و گفت : « از من بپرسيد . به خداوند سوگند چيزى از من نمىپرسيد جز اينكه شما را از آن آگاه كنم . و از كتاب خداوند از من بپرسيد كه به خداوند سوگند آيهاى نيست مگر اين كه من مىدانم در شب يا روز يا در بيابان يا در كوه نازل شده است . . . . » « 2 » و سيوطى در « قوت المغتذى » گويد : « حافظ ، ابنحجر در پاسخهايش گفت : حديث ابنعبّاس را ابنعبدالبر در كتاب مربوط به صحابه ، به نام « الاستيعاب » با اين
--> ( 1 ) . سبحة المرجان في آثار هندوستان : 39 . ( 2 ) . تهذيب التّهذيب 7 / 337 .