السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
181
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
دانش را خواهد ، بايد از درِ آن بيايد . » طبرى از نقل ابوعمرو آن را روايت كرده است و امام فقيه مذكور آن را نقل كرده ؛ همانگونه كه در حديث است . » شرح حالش هجروى از بزرگان فقيهان و عارفان اهل سنّت است و شهابالدّين ، احمد در كتاب خود ، او را چنين وصف كرده است : « امام ، شيخ ، عالم ، عارف ربّانى ، كه به خاطر دانش بسيارش به « غزالى دوم » لقب گرفته است . مرشد مردمان ، فقيه امامالدّين محمّد هجروى ايجى » . 77 - اثبات يوسف اعور واسطى يوسف أعور واسطى جرأت نكرده است در رساله مشهورش ، در ردّ بر اماميه ، اصل حديث « مدينةالعلم » را انكار كند ، پس براى تأويل آن خود را به چپ و راست زده است و جوابهايى در اين زمينه آورده است كه بعد از اين انشاءاللَّهتعالى پاسخ آنها را خواهيم داد . امّا نصّ سخن او چنين است : « دومين از حجّتهاى رافضىها در علم ، حديث « من شهر دانشم و على درِ آن است » مىباشد . پاسخ به آن نيز از چند وجه است : يكى اينكه اينحديث متضمّن علم براى على است و در اين شكّى نيست كه اودرياى ژرف علم است كه قعرش قابل درك نيست ، امّا متضمّن برترى او بر ديگرى نيست ، به دليل ثابتبودن دانش براى غير او به گونهى مساوات ؛ بنا به فرمودهى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دربارهى همهى اصحاب كه : « اصحاب من همانند ستارگان هستند به هر كدام كه اقتدا كنيد ، هدايت يافتهايد » پس دانش براى همهى آنان ثابت شد . دوم اينكه : بعضى از اهل سنّت اضافهاى بر آن را نقل مىكنند و گويند : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على درِ آن است و ابوبكر و عمر و عثمان ديوارها و ستونهاى آن هستند . » و دَر ، فضايى خالى است و ديوارها و پايهها ظرف