السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
169
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مانند اين سخن را در حق على بفرمايد ؟ و هيچيك از كسانى كه بر اين حديث اشكال كردهاند و تأكيد بر ساختگىبودن آن داشتهاند ، پاسخى دربارهى اين روايتهاى صحيح از ابنمعين ، نياوردهاند . با اينهمه اين حديث شاهدى داردكه ترمذى آن را دركتاب « الجامع » روايت كرده است ازاسماعيلبن موسى فزارى ازمحمّدبن عمربن رومى ازشريكبن عبداللَّه ازسلمةبن كهيل ازسويدبن غفلة ازابوعبداللَّه صنابحى مرفوعاً ازعلى كه گفت : « من خانهى حكمتم و على درآن است . » و آن را روايت كردهاست ابومسلمكجى و ديگران ازمحمّدبن عمربن رومى واوكسى است كه بخارى درغيركتاب « صحيح » از او روايت كرده است وابنحبان او را ثقه دانسته و ابوداود او را ضعيف دانسته است . ابوزرعه گويد : در او سستى است ، ترمذى پس از نقل حديث گويد : اين حديث غريبى است . و بعضى آن را از شريك روايت كردهاند و صنابحى را ذكر نكردهاند و اين حديث از كسى از ثقهها غير از شريك شناخته نشده است . علائى گويد : محمّدبنعمربنرومى از تنهايى در روايت كردن آن بيرون آمده است و شريك ، ابنعبداللَّهنخعى قاضى است كه مسلم به او احتجاج كرده و بخارى بر او تعليق كرده و يحيىبنمعين او را ثقه دانسته است . عجلى گويد : او ثقه و حسنالحديث است . عيسىبنيونس گويد : هرگز كسى را پارساتر از شريك در علمش نديدم . بنابراين تفرّد او در نقل حديث نيكوست ، چه رسد به اينكه ضميمهى حديث ابومعاويه شود . نيز روايت كسانى كه صنابحى را اسقاط كردهاند ، بر آن ايراد وارد نمىكند ؛ چون سويدبنغفله از تابعان مخضرم است كه خلفاى چهارگانه را درك كرده و از آنان شنيده است ، پس ذكر صنابحى در سند به جهت استحكام بيشتر آن است و ابوالفرج و نه هيچ شخص ديگرى ، علّت ناشايستى دربارهى حديث « شريك » نياورده است ، جز اينكه بى هيچ دليلى ادّعاى « ساختگى بودن » كرده