السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
167
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
عثمانبنابوشيبة دربارهى احمدبن عبداللَّهبنيونس گفت : او ثقه است ولى حجّت نيست . ابنمعين دربارهى محمّدبناسحاق گفته : ثقه است ولى حجّت نيست و دربارهى ابواويس گفت : صدوق است ولى حجّت نيست . گويى بر اساس همين نكتههاست كه خطيب تعبير حجّت را بر ثقه مقدّم داشته ؛ آنجا كه گويد : بالاترين عبارات اين است كه گفته شود : حجّت است يا ثقه است . » « 1 » قارى گويد : « حافظ ، در اصطلاح محدّثان كسى است كه دانش او احاطه داشته باشد به متن و اسناد يكصدهزار حديث و « طالب » ، آغازگر علاقهمند به آن است و « محدّث » و « شيخ » و « امام » استاد كامل است . و « حجّة » كسى است كه دانش او به متن و اسناد سيصد هزار حديث احاطه داشته باشد همراه با شرح حال راويان آن از نظر جرح و تعديل و تاريخ و « حاكم » كسى است كه به همان ترتيب ، دانش او احاطه به تمام حديثهاى روايتشده داشته باشد . » « 2 » 69 - حسن دانستن صلاحالدّين علائى صلاحالدّين ابوسعيد خليلبنكيكلدى علائى دمشقى شافعى ، حديث « مدينةالعلم » را ثابت كرده و شاهد صحّت آن را آورده است . در كتاب « المقاصد الحسنة » دربارهى اين حديث چنين آمده است : « بلكه علايى به توقّف در قضاوت بر ضدّ آن حديث تصريح كرده است . او گويد : اشكالى به نظر او دارم . سپس شاهد صحّت آن را بيان مىكند ، از آنجهت كه ابومعاويه راوى حديث ابنعبّاس ، آن را بازگو كرده است ، پس محذور از كسانى كه پايينتر از او هستند ، بر طرف مىشود . گويد : ابومعاويه ثقه و حافظ است ؛ كه هر گاه به تنهايى حديثى را نقل كند ، به آن نقل احتجاج مىشود ؛ همانگونه كه ابنعيينه و
--> ( 1 ) . شرح الفية الحديث ، از سخاوى 3 / 21 . ( 2 ) . جمع الوسائل في شرح الشّمائل 1 / 7 .