السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
16
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
عايشه : « على داناترين مردم به سنّت است . » « 1 » از عطاء پرسيده شد : « آيا در ميان ياران محمّد كسى داناتر از على بود ؟ » گفت : « نه . به خداوند سوگند كسى را نمىشناسم . » « 2 » و مراجعهى ياران رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم در مشكلات و گرفتارىها به ايشان و هرگز مراجعه نكردن آن بزرگوار در چيزى به آنان ، امرى كاملًا مشهور است . همانگونه كه بزرگان نوشتهاند ، مانند حافظ نووى در شرح حال آن بزرگوار در كتاب « تهذيب الأسماء و اللّغات » و نيز استناد همهى علوم اسلامى به ايشان از قضاياى ثابت شدهاى است كه همگان در برابرش سرِ تسليم فرود آوردهاند . و از محكمترين دليلها بر برترى علم اميرالمؤمنين عليه السلام نسبت به تمام اصحاب ، حديث « أنا مدينةُ العلم و عَلىٌّ بابُها » مىباشد . اين حديث ، در كتابهاى هر دو فرقه سنّى و شيعه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، با سندها و طرق معتبر آمده است و لفظهاى مختلف و شواهد بىشمارى دارد تا آنجا كه گروهى از دانشمندان اهل سنّت ، آن را از احاديث متواتر مشهور به شمار آوردهاند و گروهى هم سخن كسانى را كه سند آن را مورد طعن قرار دادهاند ، ردّ و باطل نمودهاند . ولى علّت اصلى طعن گروهى به سند اين حديث ، دلالت شديد و قوىّ آن بر برترى حضرت امام على عليه السلام بر تمامى ديگر افراد است كه اين ويژگى ، خود ، لازمهى امامت و خلافت ، بدون نياز به هر دليل و سخن ديگرى است . از اينرو گروههايى با تأويل و تحريف در آن ، تلاش در به بازىگرفتن متن آن كردهاند . در اين راستا ، بعضى لفظ « علىّ » را از ريشه « علوّ » و صفتى براى « باب »
--> ( 1 ) . الرّياض النّضرة 2 / 193 ، الصّواعق 76 . ( 2 ) . الرّياض النّضرة 2 / 194 .