السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

158

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

او در كتابش ، « مفتاح الفتوح » چنين است : « ابوالحسن علىّبن‌ابىطالب ، اوّلين كسى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را « اميرالمؤمنين » ناميد . خاتم خلفاى راشدين ، از همه پيش‌تر در پذيرفتن و ايمان و نخستين آنان در تصديق و يقين و پايدارترين آنان در حكم و اتقان . درِ دانش و معدن فضل ، هميشه پيش‌تاز ، بزرگِ دين ، كُشنده‌ى مشركان و سركشان ، ذوالقرنين ، و پدر دو ريحانه ، پسرعموى پيامبر ، برادرش از جهت حق و نسب ، و يارش در دنيا و دين ، خداوند خلافت را به او ختم كرد همان‌گونه به محمّد صلى الله عليه و آله و سلم رسالت را به پايان برد و هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هم‌شكلان را به هم و هم‌جنسان را به هم ، و همانندها را به هم پيوند مىداد ، على را براى خود نگه‌داشت و او را به برادرى خود اختصاص داد و همين شرافت و افتخار برايش بسنده است . و هر كه در سخن و نوشته‌ها و خطبه‌ها و نامه‌هايش تأمّل كند ، مىيابد كه دانش كسى با دانش او برابرى نمىكند و فضيلت‌هايش بعد از محمّد صلى الله عليه و آله و سلم مانند ندارد . و از جمله‌ى آن‌ها كتاب « نهج‌البلاغه » است و به خداوند سوگند كه فصاحت فصيحان وبلاغت بليغان وحكمت حكيمان پايين‌تر از آن ايستاده است . در شأن او آيه‌هاى بسيار نازل شده است و در فضيلت‌هايش حديث‌هاى فراوانى رسيده است كه كتاب‌هاى تفسير از آن پُر شده است و نهاد اسنادها بر آن‌ها پيچيده شده است ، شمارشگرى نمىتواند آن‌ها را بشمارد و تعداد آن‌ها را در برنمىگيرد ، هيچ مشكلى نيست جز اينكه يد بيضاى او در آن است ، و هيچ دشوارى نيست جز اينكه او به بهترين گونه آن را بر طرف كرده است ، فاروق راست گفت ، آن‌جا كه گفت : به خداوند پناه مىبرم از آن دشوارى كه ابوالحسن در آن نباشد . على نام‌هايى دارد كه پيشوايان در كتاب‌هايشان آورده‌اند ؛ از آن‌هاست : در آسمان « اعلى » و در زمين « على » و در تورات « ولى » و در انجيل « وفى » و در زبور « تقى » و نزد حاملان عرش ، « سخى » و در بهشت « ساقى » و نزد مؤمنان « مرتضى » و « حيدر » و در قرآن « ركّعاً سجّداً » و نيز « قصم » ناميده مىشود . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم او را « على » ناميد و « ابوالحسن » و « ابوتراب » كنيه‌اش داد . نسبش ، نسبِ رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم است و حسبش حسبِ ايشان ، و دينش دين ايشان ، در خويشاوندى بسيار نزديك و در