السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
146
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
گويم : - و خداوند داناتر است وجه اين حديث نزد من چنين است كه منظور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » اين بود كه خداوند متعال دانش را به من آموخت و فرمانم داد كه در آغاز پيامبرى مردم را به اقرار به يگانگى او بخوانم تا بخشى از دوران رسالت بدينگونه سپرى شد ، سپس خداوند به جنگ با كسانى فرمانم داد كه از اقرار به يگانگى خداوند عزّ و جلّ خوددارى كردند ؛ پس از اينكه از اين كار منع كرده بود . پس من شهر دانشم ، در امرها و نهىها و در صلح و جنگ تا اينكه جنگيدم با مشركان و علىّبن ابىطالب درِ آن است ؛ يعنى او نخستين كسى از خاندانم و ديگر افراد امّتم است كه بعد از من با ستمگران مىجنگد و اگر على براى مردم جنگيدن با ستمگران ( گناهكاران ) را وضع نمىكرد و حكم قتل آنان را و اسيرانشان را رها نمىساخت و گرفتن اموالشان و فرزندانشان را حرام نمىداشت ، اين حكم هرگز شناخته و دانسته نمىشد . پس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در جنگ با مشركان قانون به تاراج بردن اموالشان و اسيرگرفتن فرزندانشان را وضع كرد و على در جنگ با ستمكاران قانون وضع كرد كه بر مجروحان حمله نشود و اسيرى كشته نشود و زنان و فرزندان به اسارت گرفته نشوند و اموالشان مصادره نشود و اين وجهى صحيح و نيكوست . با اينهمه ، دانشمندان از صحابه و تابعان و خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به برترى على و افزونى و سرشاربودن دانشش و زيركى و حكمت فراوانش و نيكويى قضاوتهايش و درستى فتواهايش قائل شدهاند و ابوبكر و عمر و عثمان و ديگر دانشمندان اصحاب با او در احكام مشاوره مىكردند و سخن او را در تأييد يا رد مىپذيرفتند و عمل مىكردند كه اين خود اعترافشان به دانش و فضل فراوان او و برترى خردش و درستى حكمش مىباشد . اين سخن هرگز در حق او گزافه نيست ، چون مقام او نزد خداوند و پيامبرش صلى الله عليه و آله و سلم و نزد بندگان مؤمن او ، والاتر و بالاتر از آن است . » « 1 »
--> ( 1 ) . كفاية الطالب في مناقب علىّبنابىطالب / 220 - 223 .