السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

140

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

عظمت و وثاقت آن تأكيد كرده‌اند به « مطالب السئول » استناد كرده و به مطالب آن گواهى جسته است . ابن‌طلحه ، خود نيز در آغاز كتابش ( مطالب السئول ) به اطمينان و اعتمادش به حديث‌هاى آن تصريح كرده كه متن گفته‌اش را در مجلّد « حديث طير » آورديم . هم‌چنين در فصل ششم - آن‌جا كه حديث « مدينةالعلم » را آورده است ، تصريح كرده است : « در اين كتاب چيزى نياورده‌ام كه اضطراب داشته باشد و چيزى به وديعت ننهادم كه شك و دودلى بيافريند و بيهوده‌اى نگذاشتم كه صدف گوش‌ها آن را نپذيرند ، و خاشاكى كه اصناف خردها آن را دور افكنند ، بلكه برايش سابقه روايتى خلف از سلف تدارك ديدم تا از كره‌ى مشك‌هاى مملو از شير بهره گرفتم و در آن گوهرها و درها را به نظم و ترتيب كشيدم . لذا زبان سنّت‌ها به آن تصريح دارند و آيه‌هاى كتاب ( قرآن كريم ) به آن گويا هستند و آن‌ها را با دليل‌هاى ديدگاه‌هاى محكم صحيح تقرير كردم ، ابرى است فروريزنده‌ى آن‌چه دوست‌داشتنى است ، بازكننده‌ى درها براى دانشجويان مىباشد . ان‌شاءاللَّه‌تعالى براى گردآوردنده‌اش ستايش نيكو و ثواب فراوان بيافريند . » در همان فصل ششم نيز گويد : « اين فصل را براى بيان فضيلت‌هاى بىشمار و دانش مشهور او قرار دادم ، آيات قرآن و حديث‌هاى نبوى مربوط به آن را آوردم ، كه در آن درمان ( درد ) سينه‌ها و وفا به قدر توان و استطاعت است و راه‌نمايى دل‌هاى گم‌راه از تاريكىها به نور را در بر دارد . و به آن‌ها بسنده كردم ، از آن‌جهت كه مسير و راهى روشن است ، از نظر درستى و اعتقادى برترى دارد و نگهبانان الهى را از پيش و پس براى حفظش قرار دادم و از اين روش با آوردن حديث‌هاى پرتعداد ، امّا با سند و استناد بىاساس ، تجاوز نكردم . » 55 - روايت سبطابن جوزى شمس‌الدّين ابوالمظفّر يوسف‌بن قَزُغْلى معروف به « سبطابن جوزى » اين روايت را از احمدبن حنبل نقل كرده و آن را صحيح دانسته و گفته است :