السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

120

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

3 - ابن‌خلّكان در « وفيات الأعيان 1 / 301 » 4 - ابوالفداء در « المختصر حوادث : 562 » 5 - ابن‌وردى در « تتمة المختصر حوادث : 562 » 6 - ذهبى در « تذكرة الحفّاظ 4 / 1316 » و « العبر 4 / 178 » 7 - يافعى در « مرآة الجنان 4 / 371 » 8 - سبكى در « طبقات الشّافعية 7 / 180 » 9 - اسنوى در « طبقات الشّافعية 2 / 55 » 10 - سيوطى در « طبقات الحفّاظ 471 » 11 - ديار بكرى در « الخميس حوادث : 562 » 12 - قنوجى در « التّاج المكلّل 76 » و ديگران . خلاصه‌ى كلام ذهبى در « تذكرة الحفّاظ » چنين است : « سمعانى : حافظ برجسته ، علّامه ، تاج اسلام ، ابوسعدعبدالكريم تميمى سمعانى مروزى ، صاحب كتاب‌هايى است . در ماه شعبان سال پانصد و شش متولّد شد و به كشورهاى دوردست سفر كرد . او باهوش و فهميده بود ، با سرعت و زيبا مىنوشت . درس خواند ، فتوا داد ، موعظه و املاء كرد و از افراد بسيارى حديث نوشت . او مورد اطمينان ، حافظ ، حجّت ، داراى مسافرت‌هاى زياد ، ميانه‌رو در دين ، رفتار نيكو ، خوش‌صحبت و با محفوظات بسيار بود . ابن‌نجّار گويد : از كسى شنيدم كه مىگفت : استادهايش به هفت هزار نفر مىرسند و اين چيزى است كه كسى به آن نرسيده است . نوشته‌هايش مليح و پربار با اسنادهاى بسيار است . شوخىهاى لطيف و ظريف داشت ، حافظ ، داراى مسافرت‌هاى زياد ، مورد اطمينان در دين و بسيار صادق بود . استادان و هم‌رديفانش از او حديث شنيدند . گروهى از او حديث نقل كردند . در ماه ربيع‌الأوّل سال پانصد و شصت و دو در مرو از دنيا رفت ، در حالى كه پنجاه و شش سال داشت . »