السيد حامد النقوي (مترجم: نادري)
74
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى)
را در محنتى كه دچار شده بود ، تازيانه زدند ، به بشر حافى گفتند : اى كاش برمىخاستى و همان گونه كه احمد سخن گفت ، سخن مىگفتى . پس بشر پاسخ داد : من بر اين كار قادر نيستم ؛ بىگمان ، احمد در مقام پيامبران ايستاده است . ابن ابىحاتم مىگويد : شنيدم ابوزرعه مىگفت : مرا خبر رسيد كه متوكّل فرمان داده است : جايى را كه مردم براى نماز بر احمد بن حنبل ايستاده بودند ، مسح كنند . پس شمار مردمان [ براى مسح آن زمين ] به دو ميليون و پانصد هزار تن رسيد . وركانى گفته است : در روز مرگ احمد ، بيست هزار نفر از جهودان و ترسايان و مجوسان ، مسلمان شدند و چهار گروه از مردم ، عزادار گشتند : مسلمانان ، جهودان ، ترسايان و مجوسان . بارى ، احوال احمد بن حنبل - رحمه اللَّه - و مناقب او بيش از آن است كه به حدّى محدود شود و در اين باره ، گروهى از دانشمندان كتابها نگاشتهاند . هدف من در اين نوشتار ، تنها اشاراتى به جوانب مطلب بود . « 1 » 5 . ابن خلّكان : [ احمد ] پيشواى محدّثان بود . وى كتاب مسند را نوشت و احاديثى را كه به دست ديگران نيامد ، در آن گرد آورد . گفتهاند : او يك ميليون حديث از حفظ داشت . وى از ياران امام شافعى - رضي اللَّه عنه - و خواصّ او بود و تا وقتى كه شافعى به مصر مهاجرت كرد ، همواره همراه وى بود . شافعى دربارهء احمد گفته است : از بغداد بيرون شدم و كسى را در آن با تقواتر و فقيهتر از احمد بن حنبل بر جاى ننهادم . . . . گروهى از برترين محدّثان از احمد ، حديث فرا گرفتهاند ؛ مانند : محمّد بن اسماعيل بخارى و مسلم بن حجّاج نيشابورى . در پايان دورانش ، هيچ كس در علم و ورع مانند او نبود . ابوالفرج ، ابن جوزى ، در باب چهل و ششم كتابى كه دربارهء بشر بن حارث حافى - رحمه اللَّه - نگاشته ، نوشته است : بشر بن حارث حافى را در خواب ديدم كه گويى
--> ( 1 ) . تهذيب الاسماء و اللّغات 1 / 110 .