السيد حامد النقوي (مترجم: نادري)
36
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى)
اينكه اهل حديث تنها به گردآورى احاديث رسول خدا صلى الله عليه و آله اهتمام ورزيدهاند ، گفته است : . . . بلكه به طريق صحيح ، از بخارى روايت شده كه او احاديث كتاب صحيحش را از ميان ششصد هزار حديث برگزيده است . از ابوداوود نيز به طريق صحيحى ، منقول است كه روايات كتاب سنن خود را از ميان پانصد هزار حديث گزينش كرده است . احمد نيز مسند خود را ترازويى براى شناخت احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله قرار داده است ؛ بهنحوى كه هر چه در آن كتاب يافت شود - هر چند به طريقى واحد از ميان طرق وى - اصلى دارد و گرنه ، خير . سران اينان ( راويان حديث ) عبارتاند از : عبدالرحمن بن مهدى ، يحياى قطّان ، يزيد بن هارون ، عبدالرزّاق ، ابوبكر بن ابىشيبه ، مسدّد ، هنّاد ، احمد بن حنبل ، اسحاق بن راهويه ، فضل بن دكين ، على مدينى و نظايرشان . اين طبقه سطح نخست از طبقات محدّثان است . محقّقان ايشان پس از استوارسازى فنّ روايت و شناخت مراتب احاديث ، به فقه روى آوردند . در ميان آنان انديشهء گردآمدن بر تقليد از فردى از درگذشتگان نبود ؛ چرا كه احاديث و آثارى را روايت مىكردند كه ناقض و در هم شكنندهء هر مذهبى از آن مذاهب بود . بنابراين ، بر اساس قواعدى كه در خود استوار ساخته بودند ، پيروى از احاديث نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله و آثار صحابه و تابعان و مجتهدان را آغاز كردند . « 1 » 12 . تصديق عبدالرزّاق توسّط خداى متعال : سيوطى مىگويد : خطيب در تاريخ بغداد از شيخ صالح ، محمّد بن سالم ( سلم ) خواص ، نقل كرده است : يحيى بن اكثمِ قاضى را در خواب ديدم . از او پرسيدم : خدا با تو چه كرد ؟ پاسخ داد : مرا در پيشگاه خود نگاه داشت ؛ سپس به من گفت : اى شيخ بد كردار ، اگر پيرىات نبود ، بىگمان تو را به آتش مىسوزاندم . [ پس آنچه بنده را در پيش روى مولايش مىگيرد ، مرا گرفت . پس آن گاه كه به هوش آمدم ، مرا گفت : اى شيخ بد كردار ! و سه
--> ( 1 ) . الانصاف فى بيان سبب الاختلاف / 46 .