السيد علي الحسيني الميلاني

34

داستان سپاه يمن (سخنى در اثبات ولايت على "ع" و نفاق خالد بن وليد) (فارسى)

پدرم به من گفت : رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله على بن ابى طالب عليهما السلام و خالد بن وليد را به يمن اعزام كرد . . . آن گاه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله فرمود : بريده ! بس است . در اين هنگام سرم را بالا گرفتم و با چهره دگرگون رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله رو به رو شدم . . . . بريده بعد از اين ماجرا گفت : به خدا سوگند كه پس از مشاهده رفتار پيامبر ، هرگز كينه على عليه السلام را به دل نخواهم گرفت . . . . « 1 » طبرانى در سند ديگرى به نقل از عبداللَّه بن بريده مىنويسد : عبداللَّه بن بريده از پدرش اين گونه نقل مىكند : روزى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله على عليه السلام را در رأس سپاهى به يمن و خالد بن وليد را به « جبل » فرستاد و به آن‌ها فرمود : اگر به هم رسيديد فرماندهى هر دو سپاه را به على بسپاريد . دو سپاه به هم رسيدند و چنان غنايمى عايد آن‌ها شد كه تا آن روز به نظيرش دست نيافته بودند ، على از ميان خمس غنايم ، كنيزى را براى خود برگزيد . خالد بن وليد ، بريده را فراخواند و گفت : اين واقعه را غنيمت

--> ( 1 ) . المعجم الأوسط : 6 / 353 ، شماره : 5752 .